نفسانى حضرت و الا تحرير گردد به فحواى
وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ
دست رد بر سينه دوستان خانى و اخوان روحانى نهادن مستبعد بود لاجرم بر اين كلمات چند و سطور خاطرپسند مبادرت نمود :
بر ارباب هوش و اصحاب معرفت نيوش پوشيده نيست كه آن شهريار سعادت يار را حالات ارجمند و مقامات بلند است من جمله دوازده خصلت دستور العمل خويش فرموده و نظام مهام را بر آن دوازده خصلت استوار نموده است جميع افعال و اعمال خويش را بر آن استوار و هركه مخالف اين دوازده خصلت بوده باشد در نظر شهريار خوار و بىاعتبار است :
اول آنكه شعاع اين معنى بر خاطر دريا مقاطرش پرتو انداخته كه ملك و دين توأمان و سلطان عادل ظل يزدانست و اين جهان فانى جهت تحصيل ذخيرهء جاودانى است از اعمال حسنه و افعال سيئه بر هر آنچه اقدام نمايد روز حساب خواهد ديد و در يوم جزاء مشاهده خواهد گرديد .
دويم آنكه دانايان قوم و هنرمندان ملت را در آغوش شفقت پرورش مىنمايد و نسيب « 1 » و نجيب هر طايفه را در مهد عاطفت تربيت مىفرمايد گروه جاهل و قوم اراذل را از پيش خود مىراند و زمرهء شرير و مفسد و نمام را مخذول و منكوب مىگرداند و طريق خانه نزولى كه باعث پريشانى رعيت است موقوف گردانيده در خيرات و مبرات و تعمير مشاهد و بناى مراقد مساعى جميله بظهور رسانيده .
سوم آنكه در ترويج شريعت نبوى و نصرت طريقت رضوى سعى بليغ دارد و در تكريم علماء و تعظيم عرفاء و توقير اهل انزواء دقيقهئى مهمل نمىگذارد مبدع و مخترع در دين سيد المرسلين را مىگدازد و ملازمان قديم و دودمان عظيم را مىنوازد
چهارم آنكه در اصناف ملازمان هر ده نفر را سرى و پنجاه كس را سرورى و صد تن را سردارى و هزار مرد را سالارى و دههزار لشگر را سپهدارى مقرر نموده و هر دو سپاهى را ملازمى و بارگيرى و انبان و سوزن و ريسمان و هر پنج تن را خيمهاى معين فرموده و هر پنجاه كس را يك نفر اهل علم و صاحب حال جهت تعليم
هامش
( 1 ) - نسيب : بااصل و نسب