تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 791

مساهمون:

ص٧٩١
ايران قلندر كرد و اين ساسان را پسرى بود او نيز ساسان نام داشت بعد از فوت پدر قدم در سلك ملازمت بابك كه از قبل اردوان حاكم اصطخر بود گذاشت فرقه‌اى از مورخان ميان اين ساسان و ساسان بن بهمن شش واسطه اثبات نموده‌اند . چون بابك آثار بزرگى و علامات دولت در جبين ساسان ديد در تربيت او مساعى جميله بظهور رسانيد تا شبى در خواب ديد كه آفتاب از پيشانى ساسان طالع گرديده على الصباح او را طلبيده صورت واقعه را بيان كرد و او نيز بر زبان آورد كه در اين شبها بخواب ديدم كه نورى از پيشانى من جدا شده ميل به هوا نمود و اكثر ممالك جهان را روشن ساخت و بر عالميان پرتو انداخت بابك بعد از استماع اين حكايت از ساسان التماس نمود كه نسب خويش را بيان نمايد وى نسب خود اظهار نمود بابك معلوم فرمود كه از نسل ساسان دولتمندى ظهور خواهد كرد و ملك فريدون را به حيطهء تصرف خواهد آورد لاجرم دختر خود را به ساسان تزويج نمود بعد از زفاف ساسان بعالم آخرت رحلت فرمود . چون مدت مقرر از ايام زفاف بگذشت از دختر بابك پسرى متولد گشت بابك او را به اردشير موسوم گردانيد چون اردشير بسن رشد رسيد شمه‌اى از لطف ديدار و حسن گفتار و شجاعت و جلادت او نزد اردوان تقرير كردند و از لطافت سيرت و نظافت سريرت و سخاوت طبع و صفوت ضمير او به زبان آوردند اردوان اردشير را طلب فرمود بابك با اهل تجربه مشورت نمود گفتند صواب آنست كه او را نزد اردوان ارسال دارى و در نزد خويش نگذارى تا در حجر تربيت اردوان معرفت اندوزد و آداب خدمت ملوك بياموزد . بابك اردشير را روانه اردوى اردوان ساخت و اردوان نظر عاطفت بر اردشير انداخت نوبتى اردشير در مصاحبت اولاد اردوان به شكار رفت و اردوان جهت ملاحظهء شكار جوانان در مقابل شكارگاه جاى گرفت چون اردشير را نظر بر آن كوه افتاد گفت از اين كوه شكوهى در دل و در نظر مىآيد همانا سايه پادشاهى بر آن كوه افتاده مقارن اين حال اردوان از فراز آن كوه روى توجه به نشيب نهاده آن جوانان را طلب