خود را از فرود آمدن و انس گرفتن بلذات كه مترتب گردد بر اعمال زيرا كه فرود آمدن بلذات اعمال زهريست كشنده كه مانع شهود حق است و موجب اعراض از وى سبحانه و مراد اينست كه طاعات بايد كه خالى بود از لذات زيرا كه ترتب لذت بر عمل علامت عدم قبول « 1 » عملست و عيسى بغدادى گفته كه خوش كردن طاعات با شرك برابر است چه خوش كردن طاعت متضمن پسنديدنست و پسنديدن از خود متضمن خود را ديدن است و خود را ديدن شريك ساختن غير است با حق در ملاحظه و انديشه .
از جنيد پرسيدند كه عطا بىعمل مىشود فرمود كه عمل نيز عطاى اوست چه عمل و مبادى عمل از او است سبحانه و تعالى .
سرى بن المفلس السقطى قدس سره
مراد شيخ جنيد و ساير بغداديان است و مريد شيخ معروف كرخى است از طبقه اولى است طايفهئى كه از طبقه ثانيهاند نسبت خود را بوى درست نمايند ، از كلمات اوست من تزين للناس بما ليس فيه سقط من عين الله عز و جلّ يعنى كسى كه بيارايد خود را و بنمايد به مردم به چيزى كه وصف او نيست و از آن احوال مبراست بيفتد از نظر عنايت حقتعالى - در وقت احتضار جنيد را گفت اياك و صحبة الاشرار و لا تقطع عن الله بصحبة الاخيار يعنى بپرهيز از صحبت بدان و قطع مكن از خدا بصحبت نيكان - وفات جناب شيخ در سيم رمضان المبارك سنه دويست و پنجاه و سه در روزگار خلافت المعز باللّه روى نموده است رحمة اللّه عليه .
ابو محفوظ معروف بن فيروز كرخى قدس سره
بعضى گفتهاند اسم پدرش على و بكرى « 2 » بوده بر دست على بن موسى الرضا مسلمان شده و معروف دربانى آن حضرت را اختيار نموده و مدتها سر به آستان راستان سوده ، مزيد محرميت آن جناب نسبت به خاندان ولايت معروفست - سائلى از وى سؤال نمود كه محبت چيست جواب فرمود المحبة ليس من تعليم الخلق انما هو من مواهب الحق و فضله يعنى محبت آموختنى و تعريفكردنى نيست بلكه امريست ذوقى و از مواهب حق
هامش
( 1 ) - نسخه : علامت قبول .
( 2 ) - كذا - محتمل : گبرى بوده . در نفحات و مجالس :
پدرش على الكرخى بوده