تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 753

مساهمون:

ص٧٥٣
پيش زنان به دو زانو درآيد و تملق و چاپلوسى نمايد . نظم :
اى زده لاف خرد چند به شهوت گيرى * گيسوى شاهد و زنجير جنون جنبانى چه جنون باشد از آن بيش كه پيش زنكى * بنشينى بسر زانو و كون جنبانى

المعتمد على الله ابن المتوكل على الله

بعد از قتل مهتدى تركان با او بيعت كردند و رسم خلافت بجاى آوردند چون معتمد بر تخت خلافت شتافت امور ملك و دولت رواج يافت اتراك را بطريق سابق قوت تغلب نماند و به قوت دانش هريك از متغلبان را بجاى خود نشاند عبد اللّه بن يحيى بن خاقان را وزارت داد و برادر خود ابو محمد را به امارت حرمين شريفين فرستاد و در سنه دويست و شصت و سه عمرو بن ليث كه پاى بر سرير سلطنت گذاشته بود تحف و هداياى بسيار بدار الخلافه ارسال داشت معتمد امارت خراسان به دو تفويض فرمود و ايالت بغداد را نيز به او مكرمت نمود و عبد اللّه بن طاهر را به نيابت در بغداد حاكم ساخت در سنه دويست و شصت و هشت عمرو لشكر بفارس كشيد خليفه از او رنجيده فرمود در منابر او را لعنت كردند و نام او را به بدى بر زبانها آوردند عمرو سپاه ببغداد كشيد معتمد بنفس خود به حرب او متوجه گرديد و در همان‌جا بعالم ديگر خراميد مدت خلافتش پنج سال بود برادرش ابو احمد با عمرو صلح كرده امارت خراسان و بغداد را بعمرو گذاشت آنگاه رايت مراجعت بصوب دار الخلافه افراشت ابو احمد را الموفق باللّه لقب بود و علتى در همان ايام پيدا نمود چنان كه از جاى خود نتوانستى حركت كرد چون ببغداد رسيد روى به آخرت آورد خلايق با پسرش معتضد بيعت كردند اما صاحب روضة الصفا نوشته كه مدت خلافت معتمد بيست و سه سال بود و در سنه دويست و هشتاد وفات نمود و موفق در ايام حيات معتمد روى به آخرت نهاد معتمد اول پسر خود را وليعهد كرده مفوض لقب داد بعد از مدتى از پسر رنجيده برادرزادهء خود معتضد بن موفق را وليعهد گردانيد .