قايم شود كه مردم به خدا رسيده تكاليف شرعيه مرتفع گردد اين معنى عبارت از قيامتست آن حضرت در زمان امامت خود خلق را به خالق و اصل ساخت و رسوم شريعت را برانداخت گفت من امام زمانم خلق را به حق رسانم و تكليف زمان قديم براندازم الحال قيامتست بايد كه مردم باطنا با خدا باشند و ظاهرا هرطور خواهند رفتار كنند بعد از تقرير اين گونه كلمات از منبر فرود آمده افطار كرد و بدستور عيد به شادى و طرب و لهو و لعب بسر آورد و در سنه پانصد و هفتاد و هفت بضرب كارد حسن بن نامور درگذشت .
جلال الدين حسن بن محمد
او دين پدر نگرفت و مذهب اهل سنت پذيرفت مخالفين اسماعيليه او را نومسلمان مىگفتند در غزاى گرجستان با سلطان جلال الدين همراه بود در ماه رمضان در سنه ششصد و هيجده فوت شد .
محمد بن جلال الدين
جمعى را كه هم مشرب پدرش بودند بكشت و شيوهء جد را پيش گرفت بعد از پنج سال بىمشورت طبيبى فصد كرده خون بسيارى از او برفت علت ماليخوليا بر وى مستولى گشت و هم بدان علت درگذشت آن گروه مىگويند كه زمرهء انبياء و اولياء از عيوب جسمانى سالم نتوانند بود چنان كه موسى الكن بود و شعيب نابينائى ديد و ايوب آنهمه زحمت كشيد .
علاء الدين محمد بن حسن ناصر محتشم
در نه سالگى قايممقام پدر گرديد كتاب اخلاق ناصرى را خواجه محقق طوسى بنام او تاليف فرموده ، در زمان علاء الدين از مشايخ روزگار شيخ جمال الدين كيلى بود در قزوين بارشاد عباد اشتغال مىنمود علاء الدين او را تعظيم نمودى و همواره بر اهل قزوين منت نهادى و گفتى اگر شيخ در آن بلده نبودى خاك قزوين را در توبره كرده بالموت آوردمى ، حسن مازندرانى وى را بقتل رسانيد .