تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 679

مساهمون:

ص٦٧٩
بيست سال بفرمان سيدنا در آن قلعه ساكن بود بعد از سيدنا بر سرير خلافت جلوس فرمود در زمان او رفيقان بسيارى از مخالفين را بقتل رسانيدند بزرگ اميد در سنه پانصد و بيست و شش وفات يافت مدت حكومت او چهارده سال بود .

كيا محمد بن بزرگ اميد

به حكم وصيت پدر حكومت يافت در اوايل دولت او الراشد باللّه عباسى بتيغ فدائيان بعدم شتافت از آن زمان خلفاء از ضرب تيغ فدائيان ترسيدند و از مردم پنهان گرديدند در سنه پانصد و پنجاه و پنج وفات نمود مدت حكومتش سى و سه سال بود .

محمد بن حسن بن محمد

مشهور بعلى ذكره السلام است اسماعيليان در نسب او مىگويند در ايام دولت سيدنا شخصى از اهل اعتماد موسوم و ملقب با بو الحسن سعيدى بعد از فوت مستنصر خليفه علوى به يك سال از مصر بالموت رسيد و كودكى از اولاد نزار بن مستنصر همراه آورد و غير سيدنا هيچ‌كس بر آن سر مطلع نگرديد و در تعظيم و تكريم ابو الحسن بكوشيد آن طفل قابل امامت بود و مهدى نام داشت و سيدنا او را در محل مناسب گذاشت بعد از انقضاى شش ماه ابو الحسن را اجازت انصراف داد امام مهدى به عبادت حق سبحانه و تعالى مايل بود و در آن قلعه مستوره‌اى عقد نمود آن مستوره از امام مهدى حمل گرفت او را بمحمد بن بزرگ اميد سپرد و باخفاء آن حكم كرد و فرمود اگر پسر متولد شود اين زن را عقد نماى و اين راز را نزد كسى مگشاى محمد قبول نمود و بفرمان امام عمل فرمود در زمان حكومتش على ذكره السلام از مبدا عدم به فضاى وجود قدم گذاشت و شهرت چنان يافت كه او پسر محمد است و مدعيان در نسب على ذكره السلام بعضى سخنان طعن‌آميز مىزنند اسماعيليان قبول ندارند و از جمله مفتريات شمارند . القصه در هفدهم رمضان سنه پانصد و پنجاه و نه طريق الحاد پيش گرفت و نماز عيد گذارده بر منبر رفت و مكتوبى بيرون آورده بخلق تقرير كرد كه امام مخفى است اين مكتوب را به من فرستاده و تكاليف شرعى از گردن شما برافتاد گروهى او را امام به حق دانند و نفس او را قيامت خوانند زيرا كه اعتقاد ايشان آنست كه قيامت وقتى