تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 658

مساهمون:

ص٦٥٨
يكى « نور » به تنهائى چون ديوان دويم در ملك اهل تسنن ترتيب نموده بسبب تقيه نور تخلص فرموده است اين اشعار از انفاس قدسيه آن بزرگوار است : نظم
شرع احمد را بجان مجذوب باش * تخم جذبى در دل مجذوب پاش شرح حال دام ناسوتى شنو * رشح بال مرغ لاهوتى شنو كى رهد كى مرغ لاهوتى تو * از شكنج دام ناسوتى تو تا نگردد جذبه‌اى جاذب ورا * در طريقت پيروى مصطفى كيست دانى مرغ لاهوتى تو * چيست دانى دام ناسوتى تو مرغ تو آن روح انسانى بود * دام تو خود نفس حيوانى بود چون كند مرغ تو آهنگ وصال * برگشايد سوى اصل خويش بال صورت معنى در آن اعمالهاست * ظاهرى و باطنيش بالهاست ظاهرى او را دو بال محكم است * در يسار و در يمينش همدم است در يسارش بال قرآن مبين * سنت پيغمبرش بال يمين در فضاى صورت از اين بالها * مىكند پرواز در اعمالها هم دو بال باطنى باشد متين * ذكر و فكرش در يسار و در يمين در رياض معنى از اين بالها * باشدش طيارى اعمالها ذكر چبود ياد حق در جان و دل * فكر چبود سير اندر آب و گل جان و دل مرآت انوار يقين * آب و گل خلق سماوات و زمين آنچه در آفاق مىباشد عيان * جمله در انفس بود فاش و نهان و آنچه در آفاق و انفس محتويست * جمله در انسان كامل منطويست كامل ارچه با همه ملحق بود * ليك از قيد همه مطلق بود پاى تا سر به سكه باشد باصفا * گشته است آئينه گيتىنما صورت و معنى عالم سربه‌سر * اندرين آئينه باشد جلوه‌گر آينه با تست دايم روبرو * عيب تو با تو نمايد موبه‌مو عيب چبود زنگ مرآت دلت * كز قبايح گشته در دل حاصلت