طريق عرفان چون پرى از نظرها پنهان خواهد بود و شاهد معرفت روى نخواهد نمود
بيت :
چونكه نامحرم درآيد از درم * لاجرم پنهان شوند اهل حرم
قرب هفتاد سال كشور ايران از فقر و طريقت خالى بود و اسم طريقت گوش كسى نشنيده و چشم احدى اهل فقر نديده مگر چند كس از فقراء در مشهد مقدس از طريقه نوربخشيه و چند نفر در شيراز از سلسله ذهبيه در زواياى گمنامى بودند و اگر جاى ديگر نيز بوده باشد خود را مشهور و در السنة و افواه مذكور نمىنمودند اسم طريقت در ايران مانند سيمرغ و كيميا گشته بود .
تا آنكه مجدد سلسله عليه و مبرهن طريقه عاليه سيد معصومعلى شاه دكنى قدس سره به اشاره شاه علىرضاى ولى قدس سره از اقليم دكن به ايران تشريف آورد و فيض على شاه و نور على شاه قدس اللّه اسرارهما را تلقين كرد و تربيت نموده بكمال رسانيد آنگاه اذن ارشاد فرمود نور على شاهرا خليفة الخلفاء گردانيد بعد از عرض مدت هفتاد سال كه اسم طريقت به گوش اهل ايران نخورده و نام فقر به زبان نبرده بودند فقر شنيدند و اهل طريقت ديده جمعى طالب گرديدند و بعضى بفيض رسيدند گروهى باقرار و گروهى در انكار زدند اكثر مردم بسبب حب جاه دشمن فقراء شدند و جمعى ديگر حقيت ايشان دانستند اما عمل نمودن نتوانستند و زمرهء ديگر حسد بردند و عناد كردند و بعضى ديگر از كساد بازار خويش ترسيدند و چون صفات انبياء و اخلاق اولياء در ايشان مىديدند و خود را از آن صفات عارى و خالى مىيافتند خوف كردند كه اگر مدح طريقه ايشان نمائيم قدح خود كردهايم و اگر اقرار بر كردار و گفتار ايشان كنيم زبان انكار بر كردار خويش گشودهايم نه قوت آن داشتند كه خود را باوصاف ايشان متصف سازند و نه قدرت آنكه خود را بمحفل ايشان اندازند النار و لا العار گفته لاجرم بنياد مذمت فقر نهادند و زبان بطعن و تشنيع ايشان گشادند .
اكنون اهل ايران عموما چنانند كه هركه از رياضت و عزلت و مجاهده و تهذيب اخلاق سخن گويد و طريق تكميل باطن و تحصيل كمال معنوى جويد و اسم طريقت