العارف بالله نور على شاه قدس سره
عارف كنوز معرفت و واقف رموز حقيقت بود و در تكميل ناقصان و تربيت مريدان يد بيضا مىنمود آن حضرت حالات غريب و مقامات عجيب داشته و قرنهاى فراوانست كه مانند آن حضرت قدم در حلقه وجود نگذاشته دانائى مىگويد كه آن حضرت نظير فخر الدين عراقى و اوحد الدين مراغى است و مريد مجدد سلسله عليه السيد معصومعلى شاه دكنى است از به دو حال طالب منهج قويم و صراط مستقيم بوده در جمال صورى و كمال معنوى كسى با آن حضرت برابرى ننموده است الحق بر عارفان ايران و سالكان آن مكان منت عظيم و حق جسيم دارد بعد از آنكه رسم فقر و فنا و صدق و صفا از كشور ايران برافتاده بود ايشان را آگاه ساخت و گروهى كه از راه معرفت و طريقت بىخبر بودند به راه انداخت زيرا كه در زمان دولت شاه سلطان حسين صفوى تا اواخر حكومت كريمخان زند قانون فقر و رسوم طريقت از ايران برافتاده و بسبب انكار سلطان حسين صفوى سلاسل فقر و طريقت از ايران رفتند و در گوشه خمولى عزلت گرفتند تا آنكه جماعت افغان به ايران مستولى شده خورد و بزرگ آنجا را ناچيز ساخت و خاندان دانا و نادان آن ولايت را برانداخت
يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ
ظاهر گشت و ظلم و ستم آن جماعت از حد و اندازه درگذشت هركس هرچه از معارف و طريقت دانسته بود به عدمآباد رفته و برخى ديگر از لوح ضمير محو نموده مدت هفت سال در كمال پريشانى مردم ايران اوقات گذرانيدند و در تيه حيرانى و نادانى مىگرديدند همگى در فكر جان بودند طريقت و معرفت كجا بود ،
چون دولت افغان به آخر رسيد و نوبت نادر شاه گرديد آن مرد تركى بود و بجز جهانگيرى و لشكركشى انديشه نمىنمود به جهت تردد سپاه دوست و دشمن و ظهور شور و فتن كسى طالب طريقت نگشت و بر خاطرش تحصيل معرفت نگذشت اگر احيانا در گوشه و كنار كسى اسم طريقت مذكور كردى علماء منع كردندى و اين فرقه را مذمت نمودندى تا آنكه دولت نادرى نيز درگذشت و ايران لربازار گشت بر اهل خرد مخفى نيست صاحب دولتى كه افغان شود آنگاه ترك كردد بعدها به لر برسد