كه برهان قاطع و تبيان ساطع است بر بزرگوارى و ولايت و غلبه و احاطه نفس سيد نور الدين نعمت اللّه رحمة اللّه عليه معروف و مشهور و شعرى كه در اين باب گفتهاند در كتب تواريخ مسطور است .
بيت :
شاه در هند و شيخ در ماهان * تاج بخشند اين چنين شاهان
و در همين سال احمد شاه ولى خواجه عماد الدين سمنانى و سيف اللّه حسنآبادى را با عريضه و هديه به خدمت جناب شاه نعمت اللّه ولى فرستاده استدعا نمود كه جناب شاه فرزندى از فرزندان خويش را روانه دكن فرمايند . لهذا آن جناب نور اللّه بن شاه خليل اللّه نبيره خود را كه در سن صباوت پادشاه هند « 1 » مىناميدند روانه دكن فرمودند .
چون سيد نعمت اللّه ولى از روى علم و مكاشفه دانسته بود كه كرمان در احاطه شيخ نور الدين ابدال خوارزمى خلوتيست درويشى را با تحفهء لايق به خدمت او فرستاده مقصود را بيان كرد شيخ از دريافت سيد متحير شده به مراقبه مشغول شده درجه سيد را در نهايت علو ديد فرمود دانستم كه از جانب سيد نعمت اللّه ولى آمدهايد كه ولايت كرمان را از ما بگيريد بلى متعلق به ايشانست بعد از اين واقعه سيد از كوه بنان بكرمان آمده شاه سيد خليل اللّه و عيال خود را به شهر خواسته در حوالى بقعهء شيخ قطب الدين مقام و خانه ساخته متوقف شدند گويند وقتى بسر آسياى ماهان رفته پيرزنى سفره نان و كاسهء ماست بحضور سيد آورده استدعاى توقف در ماهان كرد و سيد طرح خانقاه خيرآباد و باغ خلوت و باغ شهدا را در آنجا انداخته گاهى در شهر كرمان و گاهى در قريه ماهان مىزيست در اين ايام ميرزا اسكندر از اولاد امير تيمور حكومت فارس داشت خواهش نمود كه سيد از كرمان بشيراز آيد سيد قبول كرده روانه شد روز ورود بشيراز از راه قلات مرقد شيخ سعدى مىآمد و بر مزار سعدى فاتحه خوانده جناب مير سيد شريف علامهء شريف جرجانى كه در شيراز بود باستقبال سيد با جمعى از علماء و مشايخ تقدم جسته در آنوقت باران مىباريد مير سيد شريف گفت الحمد لله رحمة الله علينا و نعمت الله معنا
هامش
( 1 ) - كذا