مناسبت نيز هست چنان كه مشهور است كه مولانا شمس الدين امى بود و مولانا ربودهء وى شد « 1 » مشتاقعلى شاه نيز امى بوده و مولانا مظفر على شاه را ربوده ، و چنان كه مولانا مقطع غزليات خود را بنام نامى شمس الدين كرده مولانا مظفر على شاه نيز مقطع غزليات باسم سامى مشتاقعلى شاه كرده « 2 » . آباء و اجداد آن مولانا بشغل طبابت اشتغال مىنمودند و در كمال عزت و احترام مىبودند و آن مولانا در بدايت حال به تحصيل كمال اشتغال مىنمودند در اندك زمان در علوم عقليه و نقليه گوى مسابقت از همگنان ربود چون از علوم ظاهرى باطنى نديد و از معالم صورت بوى معنى نشنيد لاجرم طالب پير و مرشد گرديد و در همان ديار به خدمت عارفان باللّه نور على شاه و مشتاقعلى شاه و رونق على شاه رسيد و ربوده مشتاقعلى شاه گرديد باذن نور على شاه رونق على شاه مولانا را تلقين نمود و چند سال در ملازمت آن حضرت و مشتاقعلى شاه سلوك مىكرد از يمن همت پاكان از لوث ظنون و شكوك پاك گشت و از عالم صورت و علوم ظاهر درگذشت به مرتبه اعلا و درجه قصوى رسيد و اجازت يافته خليفه آن حضرت گرديد ، مولانا از علماء ظاهر جور بسيار ديد و زحمت زياده از حد كشيد ملا عبد اللّه كرمانى كه يكى از معاندين اهل يقين بود در خدمت قهرمان ايران آقا محمد خان سعايت نمود چون آن شهريار دانا و در عواقب امور بينا بود و به ناخن معرفت گره حقيقت مىگشود بمضمون ارباب الدول ملهمون شهريار دريافت كه عرض ملا عبد اللّه خالى از شايبه غرض نيست و آنچه دربارهء مولانا عرض نموده در وى مدعى است لاجرم بعرض ملا عبد اللّه التفات نفرمود و مولانا را از كرمان بدار الملك طهران طلبيد چون آن پادشاه به حكم
كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ
از جهان فانى بسراى جاودانى خراميد آقا محمد على كرمانشاهى كه با زمره عرفاء و مشايخ معاندت مىنمود باعتضاد حاجى ابراهيم خان شيرازى مولانا را به كرمانشاهان طلبيد و نسبت بمولانا بسا ايذاء و آزار رسانيد چون فضيلت مولانا را نسبت به خود به مرتبه اعلا مىديد لهذا درصدد مناظره و مكالمه نگرديد مدتى به عذاب وى گرفتار بود تا آنكه در حدود سنه هزار
هامش
( 1 ) - بستان : و مولانا رومى را ربوده
( 2 ) - بستان : شمس الدين را به درجه شهادت رسانيدند و مشتاقعلى شاه را نيز شهيد كردند