تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 545

مساهمون:

ص٥٤٥
خود را بتاليف كتب صرف مىنمود تا در حدود سنه هزار و دويست و سى از اين سراى سپنج درگذشت و در قرب مزار مشتاقعلى شاه آسوده گشت ، اگر مرگ را لذتى نباشد همين لذت كافيست كه از جور جابران و از ظلم ظالمان خلاصى مىدهد و از دست اشرار روزگار و مردم تبه‌كار مىرهد ، آن بزرگوار از علوم ظاهرى نيز بهره‌ور و در فنون نظم و نثر سر دفتر بوده و قرب چهل‌هزار بيت تأليف فرموده است من‌جمله چهار جلد جنات الوصال از اوست و ديوان غزليات و قصايد و رساله مرآة المحققين و رساله‌ئى كه احوال مشتاقعلى شاه را نظم فرموده است . چون ديوان غزليات حاضر نبود بتحرير چند بيت از جنات الوصال مبادرت نمود نظم :
چار وادى در محبت پس به كار * ز آنكه القاب حروفش هست چار چون محبت تخت شاه آمد نخست * چارپايه شد ز القابش درست و آن بر عشاق بىبرك و نوا * حب و ودّ و ديگران عشق و هوا پايه‌ها هريك در اين ره وادى است * هر قدمشان ماتمى و شاديست ماتمش چبود سر افشاندن به راه * شاديش قرب قبول پادشاه هين بيان حب نخستين واديست * هر قدم صد ماتم است و شادى است وادى حب است تو سهلش مگير * مانده سرگردان براهش چرخ پير اى بسا تن كز مغيلان شد هلاك * اندرين وادى فتاده چاك‌چاك هيچ رهرو گامى از وى طى نكرد * تا كميت جان به صد جا پى نكرد صد هزاران كاروان در ره بمرد * وين بيابان را به پايان كس نبرد ريك اين صحرا مگر كوه بلا است * كش به هر گامى هزاران مبتلاست نى غلط گفتم به روى يكديگر * او فتاده خستگان را پا و سر جان پاكان بس در اين ره گشته خاك * خيزد از خاشاك و خاكش جان پاك اين بيابان رمزى از دوم لقب * كان بود وادى ودّ اى منتخب دومين پايه ز تخت پادشاه است * كه ز دل او را بدوم خانه جا است خانه دل هست هفت اى سينه‌صاف * صدر و قلب است و سيم خانه شغاف