تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 534

مساهمون:

ص٥٣٤
سامانى بود بسبب خيانتى مغضوب شده محبوس گشت و محمد بن على بن عبد اللّه بلعمى وزير امير نصر شفيع شده او را خلاص نمود آنگاه مصحوب امير محمد بن مظفر گردانيد و بجرجان فرستاد در هنگامى كه يحيى برادر امير نصر بر او خروج كرد به دو پيوسته از نشابور متوجه تسخير كرمان گرديد و آن ولايت را در سنه سيصد و دو از دست اولياى خلفا بيرون كرده مفتوح ساخت چون امير نصر از مهمات برادر بازپرداخت ما كان بن كاكى را بدان ولايت فرستاد و محمد بن الياس كرمان را گذاشته روى بدينور نهاد چون ما كان از كرمان بيرون آمد بار ديگر محمد را آن ولايت مسخر شد در آخر مرض فلج عارض او گشته اليسع بن محمد بر او خروج كرد و بتغلب كرمان را به حيطهء در تصرف آورد و محمد ببخارا رفته در سنه سيصد و پنجاه و شش درگذشت .

اليسع بن محمد

چون بر سرير حكومت پاى عزت نهاد در ميان او و معز الدوله محاربات اتفاق افتاد در كتب تواريخ مسطور است كه چون عماد الدولة بن بويه فارس را در حيطهء تصرف درآورد برادران خويش حسن و احمد را به جهان‌گيرى ارسال كرد احمد لواى حركت به طرف كرمان برافراشت اليسع چون تاب مقاومت با او در صحرا نداشت لاجرم حصار شهر را محكم ساخت و همه روزه با ديالمه به جنگ و پيكار مىپرداخت و هنگام شب جهت ايشان طعامهاى الوان و علوفه حيوان مىفرستاد و آنچه ما يحتاج بود به ايشان مىداد معز الدوله احمد از اين حال متعجب گرديد و از حقيقت اين حال از السع پرسيد جواب داد كه چون روز قصد جان و مال ما داريد لاجرم حفظ مال و نفس نموده بجان مدافعه مىنمائيم و چون شب غريب و مهمانيد ابواب مهمان‌دارى مىگشائيم بما حضرى كه دسترس داريم شرط ضيافت بجاى آريم معز الدوله از كرمان برخاسته گفت با چنين شخصى محاربه نتوان نمود زيرا كه از طريقه مروت و فتوت دور خواهد بود آخرالامر ميان او و عضد الدوله نزاعى روى نمود بعضى از امراء اليسع نزد عضد الدوله رفته مراعات يافتند او را بر بقاى لشكر خود اعتماد نمانده آخر يكباره هزار سوار از معاريف ملازمانش از وى روگردان شده نزد عضد الدوله شتافتند اليسع ناچار با خواص خود در سنه سيصد و پنجاه
رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 534 | زين العابدين شيروانى / حسين بدر الدين / اصغر حامد ربانى