تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 518

مساهمون:

ص٥١٨
فىالجمله طبرستان جاى خوش و محل دلكش است قبل از ظهور اسلام مردمش زردشتى بودند چون اهل اسلام آنجا را تصرف نمودند در آن ديار مذاهب مختلفه به هم رسيد تا آنكه دولت سلاطين صفويه ظاهر گرديد در زمان سلطنت آن خاندان همگى شيعهء اثنىعشرى گشتند و از ملت آباء و اجداد خويش گذشتند . خلقش به دو سه زبان مكالمه نمايند چون عموما خالى از بلاهت نيستند بمضمون اكثر اهل الجنة البلهاء آنجا را بهشت نشان مىگويند راقم حروف آنچه از آن ديار ديده و مشاهده كرده مذكور مىنمايد .

بسطام

شهريست خجسته فرجام و محلى است فرخنده مقام هوايش دلگشا و خاكش فرح‌افزا آبش خوشگوار و خلقش سازگار ميوه‌اش ارزان و غله‌اش فراوان آن شهر در زمين هموار واقع و اطرافش چون كف كريمان واسع طرف جنوبى جبل دماوند اتفاق افتاده سمت غرب و جنوبش فىالجمله گرفته و شرق و شمالش گشاده است گويند از بناهاى بسطام خالوى خسرو بن هرمز بن نوشيروان است مشتملست بقرب هزار خانه آباد و بيست پارچه قريه فرخ بنياد سمت شرقى او قريب به نيم فرسخ دور چمنى است مشهور بچمن بسطام رشك گلشن مصر و شام است مزار فيض آثار سلطان العارفين ابا يزيد اندرون شهر است و اعاظم آن ديار اولاد آن بزرگوارند .

سلطان العرفا و برهان الاولياء ابو يزيد بن عيسى بن آدم بن سروشان

وى از محتشمان درگاه و از طبقه اولى است اسم شريفش طيفور بوده و جدش در به دو حال عبادت نار مىكرد بنا بر سابقه ازلى ترك گبرى كرده مسلمان گرديد بايزيد در فقر و فنا به مرتبه‌اى رسيد كه او را سلطان العرفا گفته‌اند وى را حالات غريب و مقامات عجيب بوده من جمله او را معراج معنوى روى نموده كه فحول محققان آن را تصديق كرده‌اند دد به دو طلب بسيارى از مشايخ را ديده و به خدمت شقيق بلخى رسيده ، گويند