تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨

البتكين

مملوك عبد الملك بن نوح سامانى بود بنا بر قابليت و استعداد روز بروز درجه‌اش مىافزود تا امير عبد الملك وى را والى خراسان گردانيد چون عبد الملك از اقليم فنا به كشور بقا خراميد ولدش امير منصور در صغر سن بود امراء دولت سامانى از البتكين در امر سلطنت استمزاج كرده وى اسحاق را بر منصور ترجيح نمود بنا بر تقدير و مساعدت بخت امير منصور به درجه سلطنت رسيد و با حداثت سن در حكومت متمكن گرديد چون كينه ديرينه از البتكين در سينه داشت خواست از وى انتقام كشد بنابراين فرمان صادر شد كه بدار الملك شتابد البتكين دانست كه اگر پيش منصور برود بجان امان نيابد لهذا غلامان و ملازمان خود را جمع كرده با ايشان مشورت نمود جواب دادند كه ما بندگان حضرت شمائيم و به هرچه اشاره شود بدان اقدام مىنمائيم بيت :
هرچه فرمائى بجان فرمان بريم * گر خلاف آن كنيم ما كافريم
البتكين بعزم رزم بصوب غزنين روانه شد منصور ده هزار سوار بگرفتن او مأمور كرد و البتكين در درهء تنگ رحل اقامت افكند و با هفتصد غلام طرح جنگ درانداخت چون آن محل ضيق بود و كثرت و قلت لشكر برابر مىنمود لشكر منصور شكست يافت و البتكين بغزنين شتافت و در سنه سيصد و پنجاه و دو آنجا را بگرفت و حاكم غزنين طوعا و كرها فرمان وى بپذيرفت مدتى به حكومت آنجا اشتغال داشت در سنه سيصد و پنجاه و سه علم جهانگيرى بصوب آخرت برافراشت .

اسحاق بن البتكين

بعد از پدر بر سرير حكومت نشست و ابواب جور و ستم بر بست و دست عدل و داد بگشاد و بنياد حكومت بر عدل نهاد بعد از چندگاه عزيمت تختگاه آل سامان كرد و سبكتكين را در آن سفر همراه آورد و در غيبت امير منصور فرمان ايالت بنام او صدور يافت و اسحاق مراجعت نموده بدار الملك شتافت چون بو على غلام پدرش ياغى بود با وى جنگ كرده غزنين را مسخر نمود و در سنه سيصد و پنجاه و پنج وفات يافت .

ميركد

وى سرور حجاب و مقدم بواب بود بر معارج حكومت عروج نمود بعد از چندگاه متوجه قلعهء كردين گرديد در پاى قلعه