تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
رو بهرات نهاد چون وصول ميرزا جهان شاه را بهرات شنيد هرات را گذاشته فرار نمود بعد از مراجعت ميرزا جهانشاه ميان او و سلطان ابو سعيد جنگ واقع شده هزيمت يافت تا در سنه هشتصد و شصت و سه در وقتى كه از دامغان بمشهد مقدس لشكر مىكشيد در اثناى راه بعالم ديگر خراميد .

ميرزا شاه محمود بن ميرزا ابو القاسم بابر بن ميرزا بايسنقر بن ميرزا شاهرخ

در هنگامى كه ميرزا بابر را رخت بقا بباد فنا افتاد وى باتفاق امراء و اركان دولت پاى عزت بر مسند حكومت نهاد و در آن زمان بسن يازده سالگى بود بعد از هيجده روز از مشهد به سمت هرات توجه نمود چندى در هرات توقف فرمود آنگاه متوجه ميرزا ابراهيم بن علاء الدوله شد بىآنكه مقابله و مقاتله واقع شود عنان عزيمت بصوب مشهد مقدس تافت در سنه هشتصد و شصت و يك با لشكر نامعدود عنان مراجعت بصوب هرات انعطاف داد و ميرزا ابراهيم متوجه خصم شده دل بر مقاتله نهاد نخست غلبه از جانب شاه محمود بود بالاخره ميرزا ابراهيم فتح نموده و ميرزا شاه محمود به سمت مشهد مقدس گريخت و يكباره سلك جمعيت آن شاهزاده از هم گسيخت و مدتى در مشهد و نواحى آن سرگردان بود و از آنجا در غايت پريشانى به طرف سيستان حركت نمود . در سنه هشتصد و شصت و سه در همان ديار در محاربه‌ئى كه ميان امير خليل هندو و حاكم كابل امير بابا روى نمود بضرب تيغ يكى از لشگريان بعالم آخرت انتقال نمود .

ميرزا پير محمد بن ميرزا جهانگير بن امير تيمور

امير صاحب‌قران در وقت وفات وصيت كرده بود كه او را بر سرير سلطنت نشانند و بر رئوس منا بر خطبه بنام آن قرة العين شهريارى خوانند خسروى سليم النفس و كم‌آزار بود و پادشاهى كريم خلق و عدالت شعار مىنمود بعد از وفات امير صاحب‌قران در كابل پاى عزت بر سرير سلطنت نهاد و زمام ملك و مال را به كف كفايت پير على يار بازگذاشت و بشرب مدام و صحبت خوبان گل‌اندام مشغول