تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
يافته بىاستصواب ملك مهمات را فيصل مىدادند بر آن هم راضى نشده در سنه هفتصد و سى و دو ملك را بعالم جاويد فرستادند .

ملك معز الدين حسين بن ملك غياث الدين

- شهريارى بود به صفت نصفت و رعيت‌پرورى موصوف و بوفور جلادت و سرافرازى معروف و به تقويت شريعت به‌غايت راغب و مايل و همگى همتش مقصور به خدمت و تربيت مشايخ و افاضل . در تواريخ مسطور است كه ملك معز الدين حسين بعد از كشته شدن ملك حافظ ، حافظ ملك و مال گرديد و با وجود صغر سن با راى پير و بخت جوان غوريان را مطيع و منقاد گردانيد چون در سنه هفتصد و سى و شش سلطان ابو سعيد بجهان جاويد شتافت و اختلال تمام باحوال بلاد عراق و خراسان و ساير بلدان راه يافت اكابر و اعاظم هر بلاد بصيت عدل و داد ملك روى توجه به بلدهء هرات نهادند و ملك همگى را در ظل حمايت خويش جاى داد و ابواب انعام و اكرام بر روى فرق انام بگشاد مولانا سعد الدين تفتازانى كتاب مطول بنام وى مزين ساخت چون امراء خراسان طغاتيمور خان را بر سرير خانيت نشاندند ملك ايشان را در سرانجام مهام هرات و مضافات آن تمكين نداده خطبه بنام خويش خواند و در سنه هفتصد و چهل و سه با امير وجيه الدين سربدار مقاتله نموده ظفر يافت و در سنه هفتصد و پنجاه و نه به جنگ ستملش به يك و مهر خواجه ايردى شتافته در آن محاربه هر دو كشته شدند لهذا لواى دولت ملك حسين روى بارتفاع نهاد و مدت سى و نه سال در كمال استقلال حكومت كرد و در سنه هفتصد و هفتاد و يك روى توجه بعالم آخرت آورد در تاريخ وفات او گفته‌اند رباعى
تاريخ وفات شاه اسلام پناه * سلطان جهان معز دين ظل إله چون برخوانى ز ثالث ذوالقعده * معلوم شود ز طيب اللّه ثراه

ملك غياث الدين پير على بن ملك معز الدين حسين

- بعد از فوت پدر در بلدهء هرات لواى حكومت برافراشت و خطه سرخس را بموجب وصيت پدر به برادر خود ملك محمد مسلم داشت چندگاه ميان ايشان موافقت بود آخرالامر بنا بر افساد اهل
رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 439 | زين العابدين شيروانى / حسين بدر الدين / اصغر حامد ربانى