تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
شمس الدين كرت خسرو آفاق * شد بفردوس از اين سراى سپنج

ملك فخر الدين بن ملك ركن الدين

- از به دو حال به هنر و كاردانى موصوف بوده و در شجاعت و پهلوانى از اقران خود قصب السبق مىربود و در نظم و نثر و انشاء و املاء از ابناى ملك و ملوك امتياز داشت و پدر همواره او را مشمول نظر عطوفت گردانيده همت بر تربيت او مىگماشت اما در آن اوان كه ملك ركن الدين منزوى بود ملك فخر الدين به ترك ادبى جسارت نمود پدر از او رنجيده حبسش فرمود ملك با خواص خود مدت هفت سال در حبس پدر مىبود تا در سنه ششصد و نود و سه فرصت يافته خود را خلاص گردانيده هم در آن قلعه متحصن گرديد هرچند پدر او را استمالت داد و پيغامها فرستاد او بر قول پدر اعتماد نكرد امير نوروز به يك كه در آن زمان راتق و فاتق دولت غازان خانى بود در استخلاص ملك فخر الدين كلمه چند بقلم آورده نخست ملك ركن الدين بمعاذير دلپذير متمسك گشت چون مبالغه امير نوروز از حد اعتدال درگذشت ملك ركن الدين بعهد و پيمان او را از قلعه به زير آورده به خدمت امير نوروز فرستاد چون ملك به ملازمت امير رسيد او را بانواع اعزاز معزز گردانيد تا آنكه برادرزادهء خود را بسلك ازدواجش كشيد و كيفيت قابليتش را به عرض غازان خان رسانيده با طبل و علم به طرف هرات روانش گردانيد ملك فخر الدين به عظمت تمام بدان ولايت درآمده به استمالت لشگر و رعيت پرداخت و در عدل و انصاف كوشيده آنجا را به‌غايت معمور ساخت و قلعهء اختيار الدين كه متصل به شهر هرات است طرح انداخت . اما آنچه از كتب تواريخ معلوم مىشود ملك فخر الدين مردى غدار و بىوفا بوده و در پاس حقوق هيچ‌گونه ملاحظه نمىنموده چنانچه در سنه ششصد و نود و نه امير نوروز از سياست غازانخان به دو پناه برد و او حقوق تربيت امير عادل نهاد را نابود انگاشته او را به كسان غازانخان سپرد تا بقتل آوردند و دانشمند بهادر كه در زمان سلطنت اولجايتو سلطان بجانب هرات لشگر كشيد به شمشير غدر محمد سام و اشاره ملك فخر الدين در قلعه اختيار الدين كشته گشت و فتنه عظيم ظهور يافته چندين هزار
رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 437 | زين العابدين شيروانى / حسين بدر الدين / اصغر حامد ربانى