جغتاى خان بن چنگيز خان منصب اميرالامرائى داشته و ضبط لشكر و نسق رعيت را قراچار مىنموده مدت هشتاد و نه سال زندگانى يافت و در سنه هفتصد و پنجاه و دو بعالم جاودانى شتافت .
امير تيمور در شب بيست و پنجم شعبان سنه هفتصد و سى و شش در ظاهر بلدهء كش از بلاد ماوراءالنّهر از بيداى عدم به فضاى وجود جلوه نموده در همان سال سلطان ابو سعيد خان بن سلطان محمد خدابنده كه آخر ملوك چنگيزيه است در ايران بجهان جاودان انتقال فرمود در آنوقت قزاق خان از نسل جغتاى خان پادشاه ماوراءالنّهر بود بسبب ظلم و ستمى كه داشت و لواى جورى كه بر آسمان مىافراشت امير قذغن كه يكى از امراى معدلت پيراى بود بر او خروج نموده در سنه هفتصد و چهل و هفت وى را از ميان برداشت بدين سبب به دولت چنگيزيه فتور موفور راه يافته عزل و نصب ايشان بدست امراء مىبود امير قذغن دانشمند چه اغلان را به خانيت نصب نمود بعد از دو سال او را شونغار كرده بيان قلى اغلان را از نسل جغتاى خان نصب فرمود و مملكت ماوراءالنّهر بيمن معدلت امير غذغن روى به معمورى و آبادى آورد چون دوازده سال و كسرى او را حكومت بالاستقلال ميسر گشت در سنه هفتصد و پنجاه و نه در شكارگاه بقتل يكى از نزديكان خود درگذشت .
بعد از آن ولدش مير عبد اللّه مدت يك سال حكومت كرده بيان قلى خان را به جهت غرض فاسدى كه با حرم او داشت بقتل آورد و غور شاه اغلان را به پادشاهى برداشت امراء ماوراءالنّهر با وى نساختند و در سنه هفتصد و شصت او را از ميان برانداختند بعد از آن در مملكت توران هرج و مرج تمام ظهور نموده هر اميرى بنفسه بدعوى أنا و لا غيرى زبان گشود .
در خلال اين احوال تقل تيمور خان از نژاد جغتاى خان كه باستقلال فرماندهى ولايت حبه بود « 1 » باستجماع عسكر فرمان داد و در سنه هفتصد و شصت و يك با شوكت هرچه تمامتر روى بتوران نهاد اكثر امراى عظام به خدمتش پيوستند و كمر ملازمتش بر ميان بستند پدر امير صاحبقران در آن سال وفات كرد و امير دختر امير سلاء بن امير
هامش
( 1 ) - كذا . ( حبه ! بود ! )