تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥
سنجر ابن ملكشاه است اكثر مورخان برآنند كه ملك شمس الدين دخترزاده ملك ركن الدين است و نسب ركن الدين بعز الدين عمر مرغنى منتهى مىشود و عز الدين در سلك بنى اعمام سلطان غياث الدين مىگردد چون ركن الدين علامات اقبال در ناصيهء احوال نبيره‌اش مشاهده فرمود همگى همت خويش را در تربيت وى مصروف مىنمود . ملك شمس الدين محمد در اندك مدتى بوفور فضل و كمال و شجاعت و سخاوت از ساير ارباب شوكت و اصحاب حشمت ممتاز و مستثنى گرديد و در مكارم اخلاق و مراسم اشفاق به درجهء اعلا و مرتبه قصوى رسيد و در وقت استيلاى چنگيز خان بملك ركن الدين يرليغ فرستاد و حكومت خيسار و غور و توابع آن ديار بر وى مسلم داشت و ملك هرگاه لواى عزيمت به طرف اردوى چنگيزى مىافراشت ملك شمس الدين محمد را همراه برمىداشت و ملك شمس الدين از حدت فهم برياسا و يوسون چنگيزى وقوف كامل حاصل گردانيده در نزد امراء دولت چنگيز خان اعتبار تمام به هم رسانيد ، فى شهور سنه ششصد و چهل و سه ملك ركن الدين وفات نمود . ملك شمس الدين بعد از فوت جد بنا بر حوادث روزگار عزيمت اردوى منكو قاآن فرمود اتفاقا در يكى از معارك حرب كه قاآن را با مخالفان مىبود ملك شمس الدين آثار شجاعت و مردانگى در آن معركه بظهور رسانيد لهذا منظور نظر عنايات شاهانه گرديده امارت مملكت هرات و غور و غرجستان و اسفزار و فراه و سيستان به دو مفوض گردانيد ملك مراجعت نموده هرات را دار الملك ساخت و در آنجا عمارات نيكو و باغات چون مينو طرح انداخت و در معمورى شهر و آبادى ولايت جد تمام و جهد ما لا كلام مىنمود و در تنظيم مملكت و رعايت رعيت مساعى جميله ظاهر مىفرمود آنگاه سيف الدين ملك غرجستان و نصير الدين حاكم سيستان را دستگير كرده بقتل آورد و قلعهء بكر را كه در غايت متانت و حصانت بود مسخر ساخت . بعد از فوت هلاكوخان به ملازمت اباقاآن شتافت بنا بر اظهار مردانگى از آن شهريار خلاع فاخر و طبل و علم يافت بعد از آن اجازت گرفته بمقر خويش خراميد