گروهى به جنگ مايل گشتند چون قضا مبرم بود شهر را بدست خود به تولى خان دادند و ابواب رنج و عنا و قتل و بلا به روى خود گشادند پس تولى خان خلق آنجا را به چهار قسمت كرد و هر قسمتى را از دروازهاى بيرون بردند و تمامى آنها را بقتل آوردند .
در تاريخ سراج المنهاج مسطور است كه در آن روز بهر دروازه ششصد هزار آدمى كشته گشت و قريب به صدهزار دختر لالهعذار به اسيرى بردند آن روز تا نماز عصر قتل مىكردند بعد از آن تولى خان فرمان داد كه ديگر كسى را نكشند هنوز دويستهزار كس باقى بودند . قولى ديگر در گرفتن هرات نيز هست در اظهار آن چندان نفعى نخواهد بود زيرا كه مضمون هر دو قريب به يكديگر است تولى خان بعد از قتل و غارت فراوان حكومت آنجا را به ابو بكر مرحقى « 1 » داد و از مخصوصان خود منكتاى نامى را به شحنگى مقرر كرده بعد از هشت روز روى توجه بصوب ديگر نهاد ابو بكر و منكتاى ابواب شفقت و مرحمت به روى خلق مفتوح نمودند و بازماندگان مردم بميامن عاطفت و حسن رأفت ايشان برآسودند و مردم بامر زراعت و عمارت قيام و اقدام مىنمودند اما در جزو به ترتيب سلاح و آلات حرب مشغول مىبودند و چنان مىنمودند كه اسباب و آلات جنگ آماده مىسازيم كه اگر رايات چنگيزى به طرفى حركت كند بامداد او بپردازيم ملك ابو بكر و منكتاى اين سخن را باور داشتند و ايشان را به حال يكديگر « 2 » بگذاشتند تا آنكه قوت تمام و شوكت لاكلام حاصل كردند و دود از دودمان خويش برآوردند .
مخفى نماند كه در قتل عام هرات در مرتبه ثانى سه روايت آوردهاند اصح روايت آنست كه مؤلف تاريخ هرات معين الدين اسفزارى نوشته كه دو نوبت لشگريان چنگيز خان قلعه كاليون كه اكنون تهبرتو شهرت دارد محاصره نمودند فتح « 3 » قادر نشدند بعد از آنكه هرات را فتح كردند خبر بته بر تو رسيد كه اهل هرات سلاح نبرد مهيا مىسازند حيله برانگيخته عيارى فرستاده ملك ابو بكر و منكتاى را كشته اهل هرات را ياغى ساختند چون خبر به چنگيز خان رسيد متعجب شد گفت مردهها زنده شدند ايلچكداى نويين را با هشتادهزار سوار جرار از نواحى غزنين حركت داده و پنجاههزار سوار پياده ديگر از خراسان و افغان جمع نموده متوجه هرات گرديد و مدت شش ماه و هفده روز محاصره
هامش
( 1 ) - بستان : حنفى .
( 2 ) - به حال خود .
( 3 ) - بفتح آن قلعه