تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
گرفته دفع ضرورت نمايد زيرا كه زن براى دفع شهوت ضرور است . ديگر آنكه اگر كسى زن خوش‌منظر دارد و شخصى زن بد پيكر شرط ديندارى آنست كه چندى آن زن جميله را بدان‌كس سپارد و زن قبيحه او را نزد خود نگاه دارد . و گفته : اگر كسى درختى بكارد و در پاى آن زحمت كشيده به ثمر آرد آن‌كس اولى به خوردن آن ميوه است تا ديگرى « 1 » پس دختر خود و محارم مانند خواهر و عمه تصرف نمودن و گرفتن بهتر است از آنكه بيگانه تصرف كند و بگيرد ، و ديگر آنكه آزار رسانيدن و قتل نمودن حيوانات را حرام نمود و خوردن لحوم و دسوم را منع فرمود ، و گفته كه بايد مردم در خوردن نباتات و تخم‌مرغ و پنير و امثال آنها قناعت كنند و هركه بىآزار را بكشد وى را گردن زنند ، مزدك پيوسته جامهء پشم پوشيدى و به عبادت يزدان و پرستش سبحان كوشيدى از مخالف مذهب به‌غايت احتراز نمودى و با مردمان مشفق و مهربان بودى چون قباد را بكيش خود دعوت نمود پادشاه از وى معجزه درخواست فرمود مزدك گفت معجزه من آنست كه آتش با من سخن گويد و طريق گواه صدق من پويد آنگاه قباد به آتشكده رفته مزدك در حضور قباد هرچه سؤال نمود همه را جواب شنود بنابراين قباد بوى گرويده دين وى قوى گرديد و جمع كثير وى را مطيع و منقاد شدند . اكنون جمعى از پيروان او بر اين اعتقاد در ايران و ساير بلدان در كسوت مسلمانان پنهان و اكثر ايشان خود را در زى درويشان و صوفيان جلوه داده و نام وارستگى و لاقيدى بر خود نهاده و خويشتن را بهتر اهل عالم و زبدهء اولاد بنىآدم مىخوانند و خود را برتر از انبياى عظام و اولياى گرام مىدانند بيت :
مصلحت نيست كه از پرده برون افتد راز * ورنه در مجلس رندان خبرى نيست كه نيست
فقير را مكرر با اين طايفه اتفاق صحبت افتاده و زبان بر اعتقادات خويش گشاده‌اند چنان كه :
هامش
( 1 ) - بستان السياحة : از ديگران نسخه : يا ديگرى