روسيه بعزم تسخير ايران بصوب آذربايجان عزيمت نموده چند نوبت با سپاه ايران محاربات صعب كرده چشم زخم كلى بر لشكر اسلام رسانيده پريشانى فراوان بر مملكت آذربايجان رسيده از اين مقدمه سلطان زمان پريشان خاطر گرديده از باطن فيض بواطن آن بزرگوار استمداد نمود آن جناب فرمود كه جام جهاننماى ضمير شهريار كشورگير از اين رهگذر متغير نشود و خاطر دريا مقاطر پادشاه عالم پناه مكدر نگردد سر سپهدار روسيه را از ايزد قهار درخواهم كه روز چهلم نزد پادشاه حاضر باشد در آن اوان سپهدار در نواحى بندر بادكوبه منزل داشت و لواى محاربت با حاكم آن ديار مىافراشت و از آنجا تا دار الملك مسافت يك ماه راه بود يكى از دلاوران آن ديار ابراهيم بيك نام بمضمون
« الحرب خدعة »
عمل نموده در بين مكالمهء صلح و جنگ سپهدار را بقتل رسانيده سر او را از حصار بدن جدا گردانيد روز موعود بحضور سلطان ايران حاضر ساخت و شهريار ايران از اين مسرت علم بهجت بر سپهر برين برافراخت .
در ذكر احوال مزدك بر وفق عقيده مزدكيان
بر راى اذكياى دهور پوشيده و مستور نماند كه اصل مزدك از آن ديار بوده بعضى گويند در اصطخر تولد نموده چون « 1 » از دولت قباد بن فيروز ده سال گذشت صد و شانزده سال و بروايتى صد و بيست و چهار سال قبل از هجرت نبوى بوحى يزدانى « 2 » بمدائن خراميده دعوى نبوت آغاز نمود و خلق را از طريق تباهى و گمراهى بسوى حضرت الهى دعوت فرمود در سر و علن بدين كلمات زمان گشود كه :
عالم علوى و جهان سفلى را دو صانعست و افعال حسنه و اعمال سيئه را دو مبدع است يكى فاعل خير و آن يزدانست از وى بجز نيكوئى نيايد و ديگرى فاعل شر و آن اهرمن است و از او جز بدى نشايد ايزد متعال عقول و نفوس و سماوات و كواكب را ايجاد كرد اهرمن را بدان دست تصرف نيست موذيات و مهلكات را مانند درندگان و گزندگان و غرق نمودن آب و حرق كردن آتش و امثال اينها را اهرمن
هامش
( 1 ) - بستان : در كتب تواريخ مسطور است كه چون
( 2 ) - چنان كه از مزدكيان منقولست بوحى يزدانى