تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠

ملك يمين الدين بهرام شاه ابن ناصر الدين

در روزگار جدش بعد از پدر متصدى امر حكومت گرديد و مكرر بقاين بر سر ملاحده لشگر كشيد و در سنه ششصد و هيجده از خنجر فدائيان بقتل رسيد ابو نصر صاحب نصاب مداح او بوده

ناصر الدين ابن بهرام شاه

بعد از پدر سرورى يافت در آن‌وقت برادرش ركن الدين دربند بود از قيد خلاص گرديد بحرب برادر شتافت بعد از محاربه ركن الدين غلبه يافت اما بار ديگر ناصر الدين با او مقاتله كرده نصرت يافت آخرالامر در اوايل فترات مغول هر دو برادر بر دست مغولان كشته گرديدند و هرج و مرج بسيار به حال آن ديار راه يافته در حكومت صفاريان رونقى نماند و چندگاهى شهاب الدين محمود ولد ملك ناصر الدين كه از خوارزم شاهيه بود متوجه امر حكومت گشته او نيز بتيغ مغولان كشته گرديد آخرالامر ايالت آنجا بملك قطب الدين رسيد و او معاصر امير تيمور گوركانى بود بعد از آن ملك شاه يحيى و پسرش ملك شاه محمود كه معاصر سلطان ابو سعيد و سلطان حسين بايقرا بودند حاكم شدند بعد از ايشان مملكت سيستان متعلق بسلطان ابو المظفر شاه اسماعيل صفوى گرديد و دولت ملوك صفاريه به نهايت رسيد بيت
جهان اى برادر نماند به كس * دل اندر جهان‌آفرين بند و بس

در ذكر بعضى از مشاهير و معاريف آن ديار

ابو محمد فضل بن شاذان

مانند نام خود در فضل مشهور جهانست و او مبدع جواهر عقليه و موزع « 1 » قوانين نقليه بود ، در مذهب اماميه به دقايق اصول ايشان عالم بود و پدرش شاذان از اصحاب يونس بن عبد الرحمن بود او از محمد الجواد عليه السّلام روايت مىنمود گويند فضل را يك‌صد و هفتاد كتاب تصنيف بوده منقولست كه يكى از وى پرسيد كه بر امامت امير المؤمنين چه دليل دارى گفت دليل بر آن كتاب خدا و سنت رسول و اجماع امتست : اما كتاب خدا قوله تعالى
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
هامش
( 1 ) - نسخه : موضع
رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 390 | زين العابدين شيروانى / حسين بدر الدين / اصغر حامد ربانى