تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
را كه محرميت بولايت كليه ممكن نشود قبول صاحب نبوت مطلقه نيست و هر رونده‌ئى كه قبول صاحب نبوت مطلقه نباشد براى او قرب الهى حاصل نيست زيرا كه مرشد ظاهر عكس مرشد كل است و ظل پير اكملست هر قدر از مرشد ظاهر روح سالك قوىتر مىشود بمرشد باطن كه عبارت از صاحب ولايت كليه است قريب‌تر مىگردد ، مولانا رومى در حضور صورت شيخ مىفرمايد :
چون خليل آمد خيال يار من * ظاهرش بت باطن او بت‌شكن
خواجه حافظ نيز بدين‌گونه ادا مىفرمايد
خيال روى تو در كارگاه ديده كشيدم * به صورت تو جمالى نديدم و نشنيدم
و عارفى نيز بدين نمط بيان فرموده است نظم :
در حديث آمده كه بيت حرام * زاده در وى على عمرانى در جهان خانه‌ايست كعبه بنام * زاده در وى على جسمانى دل ما كعبه است سينه مقام * زاده در وى على نورانى حرم روح و سينهء عشاق * دل چه بيت الحرام روحانى على معنوى به كعبهء دل * نقش وجه إله ربانى صورت مطلق و مجرد پاك * فارغ از كسوت هيولانى جلوهء ذات مطلق احدى * كرده در بر لباس وحدانى يوسف غيب ذات مطلق را * آمده چون قميص ريحانى نقش وجه إله پيراهن * ذات مطلق چه ماه كنعانى يوسف اولست اين يوسف * يوسف مصر و يوسف ثانى روح باشد مذكر ار شنوى * نفس باشد مؤنث ار دانى روح قدسى بود ابو طالب * پدر مرتضى سبحانى دل كه آن طالب إله بود * زاده از روح قدس عرفانى مطمئنه ز نفس را بايد * فاطمه بنت الأسد خوانى روح قدسى به مطمئنّه كند * ازدواجى كه شرح نتوانى