را كه محرميت بولايت كليه ممكن نشود قبول صاحب نبوت مطلقه نيست و هر روندهئى كه قبول صاحب نبوت مطلقه نباشد براى او قرب الهى حاصل نيست زيرا كه مرشد ظاهر عكس مرشد كل است و ظل پير اكملست هر قدر از مرشد ظاهر روح سالك قوىتر مىشود بمرشد باطن كه عبارت از صاحب ولايت كليه است قريبتر مىگردد ،
مولانا رومى در حضور صورت شيخ مىفرمايد :
چون خليل آمد خيال يار من * ظاهرش بت باطن او بتشكن
خواجه حافظ نيز بدينگونه ادا مىفرمايد
خيال روى تو در كارگاه ديده كشيدم * به صورت تو جمالى نديدم و نشنيدم
و عارفى نيز بدين نمط بيان فرموده است
نظم :
در حديث آمده كه بيت حرام * زاده در وى على عمرانى
در جهان خانهايست كعبه بنام * زاده در وى على جسمانى
دل ما كعبه است سينه مقام * زاده در وى على نورانى
حرم روح و سينهء عشاق * دل چه بيت الحرام روحانى
على معنوى به كعبهء دل * نقش وجه إله ربانى
صورت مطلق و مجرد پاك * فارغ از كسوت هيولانى
جلوهء ذات مطلق احدى * كرده در بر لباس وحدانى
يوسف غيب ذات مطلق را * آمده چون قميص ريحانى
نقش وجه إله پيراهن * ذات مطلق چه ماه كنعانى
يوسف اولست اين يوسف * يوسف مصر و يوسف ثانى
روح باشد مذكر ار شنوى * نفس باشد مؤنث ار دانى
روح قدسى بود ابو طالب * پدر مرتضى سبحانى
دل كه آن طالب إله بود * زاده از روح قدس عرفانى
مطمئنه ز نفس را بايد * فاطمه بنت الأسد خوانى
روح قدسى به مطمئنّه كند * ازدواجى كه شرح نتوانى