تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
و طشتى آوردند از ايشان پرسيد كه اصل اين مرواريد چه بوده است گفتند قطرات باران شيخ آن مرواريدها را در طشت افكنده فرمود هر كه محقق است رو به اين طشت كند و بگويد بسم اللّه الرحمن الرحيم چنان كه هر سه مرواريد آب گردد و در يكديگر دود ، گفتند اين عجب باشد شما بگوييد شيخ فرمود نخست شما بگوئيد چون نوبت به من برسد بگويم ايشان به‌نوبت گفتند اثرى ظهور ننمود چون نوبت به آن جناب رسيد حالتى بر وى ظاهر گرديد روى فرا طشت كرد گفت بسم اللّه الرحمن الرحيم پس هر سه مرواريد آب گشت و در يكديگر دويد و در طشت مىگرديد آنگاه فرمود « اسكن باذن اللّه تعالى » فى الحال يك‌دانه مرواريد ناسفته منعقد شد همه متحير شدند و به‌آنچه آن جناب فرموده بود اعتراف نمودند . و از معاصرين آن جناب شيخ احمد غزالى و خواجه يوسف همدانى و شيخ ابو الفضل بغدادى و شيخ نجيب الدين سهروردى و خواجه مودود چشتى و ابو نصر بن جعفر الهروى است . وفات شيخ بزرگوار در زمان خلافت المقتفى باللّه عباسى فى شهور سنه پانصد و سى و شش اتفاق افتاده « احمد جامى قدس سره » تاريخ وفات اوست ، مزار فيض آثارش در آن ديار مطاف طوايف اهل روزگار است

خواجه ناصر الدين خليل الله

نسبش بقطب الانام شيخ احمد جام مىرسد در فضل و كمال و علم و اعمال يگانه زمان بوده در مكارم و معارف از ساير اولاد آن حضرت گوى سبقت مىربوده ، در زمان ميرزا شاهرخ بن امير تيمور گوركان اعتبار تمام داشت و هم در زمان آن شهريار فى شهور هشتصد و سى علم عزيمت بصوب آخرت برافراشت .

مولانا نور الدين عبد الرحمن متخلص به جامى

در فضل و كمال مانند هلال انگشت‌نما و در شعر و شاعرى از شعراى زمان ممتاز و مستثنى بود و در علم سلوك ارادت خود را به خواجه سعد الدين كاشغرى درست مىنمود ، در زمان سلطان ابو سعيد و سلطان حسين بايقرا و ساير ملوك و امراء احترام تمام داشت و هيچ‌كس از طوايف امم دقيقه‌ئى از دقايق خدمت و ارادت نسبت