تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
آشنا است گفت چه مطلب دارى گفت شترى گم كرده‌ام ابراهيم گفت اى نادان بيت :
شتر گم كرده‌اى اندر بيابان * شترجوئى كنى در قصر شاهان
ندا رسيد كه تو غافلى كه خدا را در تخت زرين و جامهء ابريشمى مىجوئى هيهات هيهات بسيار بسيار دورى و از طريق طلب مهجورى ابراهيم از اين سخن انتباهى حاصل كرده آه دردناك از دل سوزناك برآورد . و باعث توبه‌اش آن بود كه روزى عزيمت شكار نمود از لشكر دور افتاد ناگاه هاتفى آواز داد كه بيدار باش پيش از آنكه ترا به مرگ بيدار كنند چون آواز شنيد بىقرار و بىآرام گرديد در اين اثنا آهوئى ديده خواست خود را مشغول گرداند آهو به سخن درآمد كه مرا بصيد تو فرستاده‌اند نه تو را بصيد من و تو را از براى آن آفريده‌اند كه كار كنى نه بهر آنكه شكار كنى بعد از اين گفتگو آهو رو بگردانيد ، و مانند گفتار آهو از قرپوس زين و غيره شنيد از اين سخنان خون در دل ابراهيم به جوش آمده جامه خود را دريده به راه ترك و تجريد شتافت آخرالامر صحبت امام الهمام محمد باقر عليه السّلام را دريافت بعضى گويند به ملازمت جناب سيد الساجدين عليه السّلام رسيد شايد شرف خدمت هر دو امامان را دريافته باشد . و مدتى در حرم مجاورت اختيار نموده با شقيق بلخى و فضيل عياض و ابو يوسف غسولى و محمد بن ثوبان و سفيان ثورى معاصر بوده سلسله چشتيه بدان جناب مىپيوندند اكنون در خراسان و طخارستان و توران و كشور هندوستان آن سلسله متداولست . نقل است كه آن حضرت مردى را فرمود كه مىخواهى ولى باشى گفت بلى خواهم ، فرمود كه رغبت مكن به دنيا و آخرت و فارغ كن نفس خود را از براى خدا و همگى روى به خدا آر و طعام حلال بخور كه كسى بمقام مردان نرسيده مگر به قوت حلال در حين تحرير احوال آن بزرگوار فرزند مكرم و سعادتمند محترم الواثق بلطف اللّه الخفى و الجلى ميرزا رضا قلى خان الملقب بدرويش هدايت على يكى از كرامات آن حضرت را بسلك نظم كشيده در اين سفينه ثبت گرديد بيت :
اين حكايت گوش كن اى مرد راه * تا به بينى رحمت فضل إله
رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 190 | زين العابدين شيروانى / حسين بدر الدين / اصغر حامد ربانى