لشكر كشورگير بروم فرستاد از استماع اين خبر افواج غموم بر قصر وجود قيصر رو نهاد گشتاسب متعهد مهم شده جريدا نزد برادر آمد اخوين با هم ملاقات نمودند ايرانيان بموجب وصيت لهراسب تاج كيانى بر فرق گشتاسب نهاده بر تخت خسروانى متمكن فرمودند آنگاه گشتاسب قاصدى ارسال فرموده قيصر را احضار گردانيد قيصر چون به معسكر ايرانيان رسيد داماد خود را بر تخت اجلال نشسته ديد
نظم :
بدانست قيصر كه گشتاسب اوست * برازنده تخت لهراسب اوست
چون گشتاسب بشرف خدمت پدر استعداد يافته در همان روز مجمعى ساخته زمام امور سلطنت و عنان مهام مملكت را به كف كفايت گشتاسب گذاشته خود به گوشه انقطاع شتافته چنان كه مذكور گشت چون گشتاسب از خرابى بيت المقدس خبر يافت كورش نامى را به ايالت ولايت بابل مقرر كرده بختالنصر را بدار الملك طلب فرمود و فرمان داد كه اسيران بنى اسرائيل را اطلاق نموده به وطن خود مراجعت نمايند و در تعمير بيت المقدس سعى و اهتمام تمام فرمايند و زمام حكومت يهود را در قبضهء اقتدار يكى از اولاد يهودا نهاد بنابراين كرت ديگر بيت المقدس و مسجد اقصى را به معمورى آورد باتفاق مورخان زردشت در زمان گشتاسب ظهور نمود و خلايق را بدين بهى دعوت فرمود :
( در ذكر احوال زردشت موافق اخبار زردشتيان )
بر ضمير منير دانايان سخن و دانشوران اخبار نو و كهن پوشيده نماند كه زردشتيان و زمرهء مغان در چگونگى ظهور زردشت و كيفيت ملاقات او با كشتاسب تصانيف مبسوط تأليف كردهاند خلاصهء سخن مغان آنست كه چون اورنگ شهريارى و ديهيم جهاندارى بوجود كشتاسب زيب و زينت گرفت و كيش مهباديان و ملت يزدانيان رخاوت و سستى پذيرفت جهان بكام ديوان و روزگار بر وفق مراد اشرار گشت و لواى ظلم و عتاد و فسق و فساد از ايوان كيوان درگذشت شيوهء جادوگرى وقوع و رسم افسونگرى شيوع يافت و طريق ديندارى و روش نيكوكارى به خلوت عدم شتافت چون تباهى عالم