ديگر آنكه سمت شرقى آن ولايت به مسافت چهار فرسخ غارى اتفاق افتاده كه سياحان جهان و مساحان زمان در هيچ مكان چنان غارى نشان ندادهاند ، راقم دفتر احوال آن غار را در هيچ تاريخى نديده و از هيچكس حقيقت آن را نشنيده آنچه برأى العين مشاهده كرده از هزار يك و از بسيار اندك مىنماند فى شهور سنه هزار و دويست و بيست و يك به رفاقت حاكم آن نواحى با شانزده نفر ملازم چهار نفر آنها كاه برداشته كه وقت رفتن بريزند كه هنگام مراجعت راه گم نشود و هشت نفر آذوقه حمل نموده و دو نفر هيزم و دو نفر ديگر روغن و چراغ با سازمان تمام داخل غار شديم و مدت سه روز گرديديم تمامى آن غار را نديده بيرون آمديم آنچه مشاهده شد قريب دوازده هزار خانه و هزار باب دكان و مشتمل به چندين چهارسوقهاى رفيع و صفههاى منيع همگى به طرز بديع و بطور غريب بسيار خوش و بهغايت دلكش مرتب و منظم گردانيدهاند كه فى الواقع خرد خوردهدان از ديدن غار چنان در سنگلاخ از حيرت مدهوش ، و عقل دقيقهياب از شنيدن چنين آثار در وادى عبرت بىهوش ، عجبتر آنكه آن غار بهغايت مظلم و تار و مغربش بدوره انحصار است اكنون بين الجمهور بغار ضحاك مشهور و اللّه اعلم بحقايق الامور .
حقوق ديوانى آن ديار در اين روزگار هفتاد هزار مثقال نقره مقرر و حاكمش از جانب ملوك كابل معين است دار الملك فرقهاى از ملوك غور بوده و جلال الدين بن بهاء الدين سام بر سر كوهى قلعه متين بنا فرموده بمرور دهور منهدم شده آثار آن باقيست .
( ذكر ملوك غور بطريق اجمال )
مخفى نماند كه ملوك غور شش نفر بودهاند : اول آن طايفه ملك فخر الدين مسعود بن عز الدين حسين بن قطب الدين حسن غوريست كه چون اولاد عز الدين حسين ملك موروثى را قسمت كردند ملك باميان و نواحى آن را فخر الدين مسعود برداشت و سالهاى فراوان علم اقتدار در آن ديار برافراشت هنگام رحلت سه فرزند خلف در صفحه روزگار يادگار گذاشت .