تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
گوناگون و مشقات از حد افزون كشيده با اولياى هر مذهب و فقراى هر ملت و علماى هر فرقه و عقلاى هر زمره و عظماى هر مملكت و فهماى هر ولايت مجالست نمودم در هر طريقى صاحب تحقيقى و در هر دينى صاحب يقينى و در هر مكانى اهل عرفانى و در هر خانقاهى دل آگاهى و در هر اقليمى حكيمى و در هر ديارى شهريارى بود طريق مصاحبت پيمودم هر كسى را به چيزى مفتون و هر شخصى را بخيالى مرهون مشاهده نمودم عالم بعلم خود دربند و حكيم به حكمت خود خورسند عاقل به گفتار خود مغرور جاهل به كردار خود مسرور عابد به عبادت خود پابست و زاهد از زهد خود سرمست سلطان به سلطنت خود در ناز و گدا به مسكنت خود دمساز هر يكى به هوائى دل داده و در پى تمنائى افتاده ، جهان را ديدم سرائى بىبود و نمودى بىوجود نه عزتش را اعتبارى و نه ذلتش را مدارى در شهدش صبرى مضمر و در لطفش قهرى مستتر لاجرم از اين گيرودار رسته و رشتهء تعلقات گسسته بمضمون مثل اهل بيتى كمثل سفينة نوح من ركب فيما نجى و من تخلف عنها فقد غرق اكنون در سفينه اهل بيت نشسته شريعت نبوى و طريقت رضوى و مذهب جعفرى دارم و محبت سلسلهء عليه عاليه نعمت اللهى را بر جان و دل مىنگارم بيت :
خلاص حافظ از آن زلف تا بدار مباد * كه بستگان كمند تو رستگارانند
سلطان الاولياء و برهان الاتقياء و ملاذ العالم و ملجأ طوايف الامم قطب الآفاق خليفه بالاستحقاق مجذوب على شاه را مريدم و بندگى آن حضرت و ملازمت آن درگاه را به خواجگى عالم و سلطانى بنىآدم برگزيدم .

ذكر نمودن مؤلف سلسله خود را

چون سخن بذكر سلسلهء عليه عاليه نعمت اللهى رسيد و زمام مقصد بمركز دايرهء وجود شخص كامل و هادى زمانه كشيد لهذا بيان نمودن سلسلهء عليه مناسب آمد : بدانكه فقير مستعلى شيروانى مريد مجذوبعلى شاه همدانى و آن حضرت مريد حسين‌على شاه اصفهانى و آن حضرت مريد نورعلى شاه اصفهانى و آن حضرت مريد مجدد سلسلهء عليه نعمت‌اللهيه معصوم‌على شاه هندى و آن حضرت مريد شاه علىرضا دكنى و