بعد از سير و تفرج آن ديار از راه مظفرآباد و كابل بولايت طخارستان و توران و تركستان و جبال بدخشان افتادم و بصحبت نقشبنديان و چشتيان و سفيدجامگان دل دادم و با گروه اسماعيليان و ختائيان و مانويان صحبت داشتم و با زمرهء مزدكيان و خرميان و الغوريان مراسم مخالطت بجاى آوردم بالاخره از راه خراسان و عراق به خاك فارس آمده بنا بر تقدير شهور چند در آن ديار ساكن شدم معاريف و مشاهير آن ديار را ديده و بصحبت جمعى از صغير و كبير رسيدم از طريق ذهبيان و نوربخشيان و ساير بزرگان واقف گرديده .
آنگاه هواى حجاز و يثرب كرده از راه دارابجرد و رامهرمز بعمان و حضرموت آمده و بنادر يمن و بر حبش را گرديده و صحبت ناصبيان و زيديان و متبريان و كيانيان شنيده علم سياحت بصوب حجاز افراخته بعد از مناسك حج و عمره با طايفه وهابيان و صاحبان مذاهب اربعه طرح صحبت انداختم در يثرب زيارت خير الانام و ائمهء بقيع عليهم السلام دريافته باقليم صعيد و مصر رفته از روش قبطيان و ملحدان عبرت گرفتم بسيارى از دانايان و دانشمندان آن ديار را ديدم و به خدمت مشايخ و بزرگان ايشان رسيدم .
بعد از آن بملك شام جنت مشام و ارض مقدس رسيده به زيارت انبياء مرسلين و اولياء دين مشرف گرديده در مسجد اقصى دو ركعت نماز شكرانه بجاى آوردم آنگاه بطور رفته مناجات كردم در هرجا بزرگى بود با او طريق مجالست بجاى آوردم و با امويان و شيطانپرستان و جبريان و قدريان همدم و با سامريان و يهودان و رهبانان همقدم شدم .
بعد از گردش آن ولايت به ارمنيه كبرى و روم ايلى و قرامان و قسطنطنيه و آيدين و مغرب زمين و جزاير بحر اخضر و بلاد بربر گذشته با ارباب ملوك و اصحاب سلوك همنشين گشتم با فرقه يكتائيان و رفاعيان و عشاقيان و حمزويان معاشرت نمودم و با زمرهء نصيريان و صافيان و مولويان و خلوتيان و فراموشيان ابواب مخالطت گشودم با گروه فرنگان و گرجيان و ارامنه طريق مخالطت پيمودم .
رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 132
مساهمون: زين العابدين شيروانى
ص١٣٢