تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
دولت مغول ملوك شيروان هشتصد و پنج‌هزار تومان تحصيل مىنموده‌اند . مسود دفتر آنچه از آن كشور ديده مذكور مىنمايد التوفيق من اللّه تعالى :

بادكوبه

بندريست در ساحل درياى شور از شهر شماخى سه مرحله دور طولش « قدل » و عرضش « لطل » از اقليم پنجم او را بادكو و بادكوبه نيز گويند كه مخفف بادكوبه است چه كه بيشتر اوقات باد كم نمىگردد و گاهى چنان مىوزد كه عمارات و حيوانات را ضرر و نقصان مىرساند بنابراين خانهاى آن شهر را از سنگ تراشيده طرح انداخته و سطح خانها را بقير اندوده ساخته‌اند آبش در غايت قلت و خوشگوار و هوايش به گرمى مايل و ناسازگار و زمينش ريگزار سه طرف آن به دريا متصل و جانب شمالى او ساحل است از بناهاى نوشيروان بن قباد بوده و ملوك شيروان سه حصار تو بر تو از سنگ رخام در غايت استحكام بنا نموده‌اند ما بين هر حصار خندقى عميق كنده‌اند و در آن بندر قريب بسه هزار خانوارند . خلقش شيعه‌مذهب و گروه بىادبند ، حاصل آن زعفران و نفت سفيد و سياه كه بامصار و اقطار مىبرند و در ملك فرنگ به قيمت اعلا مىخرند و در آن ديار خاندان عظيم المقدار و دودمان عالىتبار مىباشند كه قريب هفتاد سال رياست و حكومت آن ولايت بر ايشان تعلق داشته و در آن اوان كه گذار راقم بدان ديار افتاد حاكمش حسين‌قلى خان نام مرد بدفرجام و بدنهاد بود بر عموم رعايا و برايا اهانت رسانيدى و با خصوص دانشوران استخفاف ورزيدى و پيوسته صله ارحام را آزرده داشتى و به تربيت اراذل و مردم دون همت گماشتى از ارتكاب معاصى او را باك نبودى و در امتثال مناهى و ملاهى شعف نمودى عاقبت‌الامر از شئامت افعال شوم و اسائت اخلاق مذموم ديد آنچه ديد و كشيد آنچه كشيد مجملى از احوال بدمآل او آنكه فى شهور سنه هزار و دويست و دو يكى از سرداران روسيه را بطريق مكر و غدر بقتل آورد لهذا طايفه روسيه جبرا و قهرا او را محاصره كرده در قليل فرصتى قلعهء به آن متانت را گشادند ناچار حسين‌قلى خان سر خويش گرفته پاى گريز بيرون نهاد تا دار الملك طهران در هيچ مقامى نايستاد و به خدمت امراء و اركان دولت پادشاهى بسيار شتافت بنا بر عدم قابليت