بجا مىآورند و راه و رسم عبوديت در آن محل مىسپارند قاعدهء روشن ساختن آتشكده مذكوره چنانست كه چون خواهند آتشى مشتعل شود نخست زمين را قليلى حفر نموده شعله از خارج بر آن زمين مىنمايند فىالفور مشتعل مىگردد و اگر اراضى آن كشتزار بود تمامى زراعت سوخته و معدوم مىشود و چون خواهند منطقى شود قدرى خاك بر آن آتش ريخته انطفا مىپذيرد عجبتر آنكه اگر اراده نمايند كه آن آتش را جائى نقل كنند زمين را مساوى نيمذرع حفر نموده انبانى را محاذى محفور دارند چون پرباد گردد سر او را محكم سازند هرجا كه خواهند حمل و نقل نمايند چون خواهند مشتعل گردد لوله آهنى بر لب انبان گذارند و شعله از خارج بر لب ديگر لوله نمايند مادامىكه باد در انبان بر لوله برسد مانند چراغ روشن خواهد بود
ساليان
بندريست شايسته بنيان طرف مشرق و جنوب او متصل به درياى گيلان و دو جانب ديگر به رود كر و صحراى موغان وسعت زمينش طولا بيست فرسخ و عرضا ده فرسخ تمامى آن صحرا از كثرت خضرت و نضارت بهغايت دلگشاست ، سمت شمال وى قصبهايست مسمى به ساليان قريب به دو هزار باب خانه است از بناهاى يكى از ملوك شيروانست و مشتمل بهشت پاره قريه معموره و اقسام ماهى در آنجا بوفور است دو قسم ماهى آن در امتياز مشهور است و آب هواى آن ديار بهغايت ناسازگار تابستانش از شدت گرما و كثرت پشه و عفونت دريا و تعفن هوا سكونت در آنجا بر ارباب فطانت و ذكاء دشوار است خلقش شيعه اثنى عشرى و از طرز و رويه مردمى برىاند حاكمش از طرف شهريار شماخى مقرر اما طايفه روسيه غلبه دارند به اين بهانه كه نمك و ماهى اجاره داريم اگر كسى خلاف قانون كند نمىگذاريم ارمغانش نمك و ماهى است كه به اطراف و اكناف مىبرند سيما بلاد روس كه به قيمت اعلا مىخرند از فواكه گرمسيرى انجيرش ممتاز و ساير ميوهاش بىامتياز .
شماخى
شهريست معروف و در السنة و افواه مذكور از قديم الايام ميان كوهستان بوده شهر جديد را نادر شاه در زمين هموار چهار فرسخى شهر عتيق بنا نموده و آقسو نيز گويند و شهر قديم را نوشيروان احداث