درويش پاشا
بعلو حسب و سمو نسب معروف و بحسن خلق و نظافت طينت موصوف بود در تشييد معالم عدل عالمافروز و در عمارت فضل ثنااندوز « 1 » ، بر مشاهد خير مساعى جميله ظاهر مىنمود در ترسيم صوامع و تجديد مصانع و تعظيم اوليا و تكريم اتقيا سعى بليغ مىفرمود پيوسته بصحبت صوفيان صفوت شعار و فقيران طريقت دثار طالب و به مجالست دانايان روزگار و خردمندان عالىمقدار از دل و جان راغب است قرب هفتاد سال ابا عنجد از جانب آل عثمان در آن ديار نافذ الفرمان بوده و ابواب عدالت و نصفت بر روى رعايا و برايا مىگشودهاند و خود مدت دوازده سال است كه من حيث الاستقلال به حكومت آن ديار اشتغال دارد .
اميد كه سالهاى دراز بر مسند كامرانى كامروا گردد .
من الغرائب
روزى در حضور لازم النور اسحاق آقا و اسعد بيك راقم حاضر بود ناگاه درويش ژوليدهموئى رسيد آغاز صحبت نمود حضار مجلس را از صحبت او بهجت و مسرت افزود آن دو امير بر اين فقير التفات نموده فرمودند كه اين درويش را صنعتى است كه در تنور افروخته مىرود و سوخته نمىگردد گفتم :
شنيدن كى بود مانند ديدن
روزى مقرر نمودند در حضور پادشاه و آن دو بزرك و ساير امراء درويش در تنور افروخته رفته قرب نيم ساعت قرار گرفته آنگاه بيرون آمد گفتم غالبا بر تدبيرى خواهد بود استفسار نموده معلوم شد كه بمضمون
إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ
چنان نبوده فقير از درويش عدم سوختن را سؤال نمودم جواب گفت عدم تأثير نار از گرمى نفس پير است .
هامش
( 1 ) - نسخه : در تشييد عدل عالمافروز و فضل ثنااندوز و عمارت معالم بر مشاهد خير . . .