تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
منت ايزد را پيروان شيطان جملگى عزيز و محترم و در گيتى شاد و خرم هر آن‌كس بدرگاه عالم پناهش شتافت همواره بر مراد خويش دست يافت از لطف او بود كه كار قابيل نظام گرفت و فرمان فرعون چهارصد سال انجام پذيرفت شداد چنان بهشتى طرح انداخت كه از مبدأ بنياد عالم ديده گردون نظيرش نديده و گوش زمانه مانندش نشنيده و نمرود زياده بر سيصد سال پادشاهى يافت و ضحاك مدت هزار سال رشتهء سلطنت يافت بخت‌النصر عالمى را بقتل رسانيد و بتيغ يمنى جهانى را مسخر گردانيد بنى اميه هزار ماه خلافت نمودند و بنى عباس زياده بر پانصد سال طريق سلطنت پيمودند حجاج را ديدى و ابن زياد را شنيدى ياجوج و مأجوج لشگر آن بزرگوارند و چنگيز و هلاكو او را سردارند بيت :
خوشا آنان كه او را پيروانند * ورا از جان و دل هر لحظه جويند

بدليس

شهريست خرم و مدينه‌ايست بهجت توأم سمت غربى اخلاط مسافت شش فرسخ دور محتويست بر بيست پاره قريه معمور آن شهر را در درهء كوه به شكل طولانى طرح انداخته‌اند و بسبب جبال و تلال خانهاى آنجا را بلند و پست ساخته‌اند در وسط شهر مخروطى الشكل « 1 » اتفاق افتاده و قلعه‌اى در غايت متانت بر زبر « 2 » آن بنا نهاده‌اند آن شهر قريب پنج‌هزار باب خانه همگى از سنگ تراشيده در نظر بيننده به‌غايت خوب و پسنديده است و نهر عظيم در ميان شهر جارى و بر مجموع خانها ساريست و در تمامى آن خانها باغات خرم و بساتين چون ارم ، آبش گوارنده و هوايش فرخنده خاكش باطرب و خلقش باادب همگى ترك زبان و مذهب حنفى دارند و گروهى شافعى و ارامنه نيز بسيارند و قريب پنجاه باب خانه از اهل سلوك در آنجا مسكن دارند و تمامى اهل آن ديار سفيد رخسار و از متاع حسن برخوردارند ارباب فضل و كمال و اصحاب وجد و حال از آنجا برخاسته‌اند يك نفر از ايشان مذكور مىشود :

كاشف الاسرار شيخ عمار

آن بزرگوار افضل مشايخ روزگار و اعرف عرفاى هر ديار بود شيخ نجم الدين كبرى در بدايت حال در ملازمت آن بستا :
هامش
( 1 ) - تلى مخروطى . . ( 2 ) - در زير آن