تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
و افواه مذكور است فى شهور سنهء هفتصد و سى و هشت هوس جهانگيرى بر خاطرش استيلا يافت به نوعى كه در تواريخ مسطور است از ديار روم بدفع شيخ حسن بزرگ بولايت آذربايجان شتافت شيخ حسن بزرگ با محمد خان دشمنان را استقبال كرده بنا بر مكيدتى لشگر شيخ حسن بزرگ شكست و مملكت آذربايجان و اران و موغان شيخ حسن كوچك را مصفا گشت و شيخ حسن بزرگ و طقاتيمور خان به مشورت امير حسن بزرگ بعراق عرب افتاد « 1 » و شيخ حسن كوچك نام سلطنت بر ساقى بيك بنت سلطان محمد خدابنده نهاده بر حل و عقد امور مملكت دست گشاد . بيت :
خوش گرفتند حريفان سر زلف ساقى * گر فلكشان بگذارد كه قرارى گيرند
بعد از چند گاه ساقى به يك را از سلطنت عزل نموده سليمان خان از نژاد هلاكو خان را بر سرير سلطنت تمكن داد و ساقى به يك را طوعا و كرها در سلك ازدواج كشيد سنه هفتصد و چهل امير حسن بزرگ جهان امير تيمور را از تخمه هلاكو خان بر سرير خانيت نشانده متوجه آذربايجان گرديد شيخ حسن كوچك بعد از استماع اين خبر از منزل اوجان با سپاه گران آهنگ شيخ حسن بزرگ كرده بعد از مقابله و مقاتله او را منهزم گردانيد و امير شيخ حسن بزرگ در كمال پريشانى ببغداد رفت و كار شيخ حسن كوچك بعد از اين فتح بالا گرفت و شوكت تمام و عدت لا كلام به هم رسانيده بعد از چندگاه در خدمت سليمان خان بديار بكر لشگر كشيد و در ولايت شوشى آتش ظلم و بيداد برافراخت عمارت مسلمانان و خرمنهاى زارعان را بسوخت و از آنجا بروم رفته خرابى بسيار كرد و بسا دود از دودمانها برآورد و هر موضعى كه بر امير حسن تعلق داشت اثرى از آثار و ديارى در آن ديار نگذاشت چون حرم محترم آن ظالم با يعقوب شاه تعشق مىورزيد شيخ حسن بنابراين با تقصيرى ديگر يعقوب شاهرا محبوس گردانيد لهذا از غيرت عشق زن قحبه‌اش با دو سه كنيز لوند آن ديوث را بفشردن خايه هلاك ساخت و ظلم آن ظالم را از سر كافه انام و جمهور خاص و عام برانداخت خواجه سلمان ساوجى درين باب گويد . قطعه :
هامش
( 1 ) - كذا
رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 71 | زين العابدين شيروانى / حسين بدر الدين / اصغر حامد ربانى