تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
و شهريار ستمگر بود در سياست و قطع صله ارحام هيچ‌گونه مضايقه نمىنمود مدت هفت سال بالاستقلال بشغل سلطنت پرداخت فى شهور سنه ششصد و نود علم عزيمت به كشور عدم برافراخت .

كيخاتو بن ابا قاآن

بعد از برادر بتخت خانيت نشست و ابواب جور و ستم بر روى خلايق بربست و دست بر و احسان گشود و خلايق را در مهد امن‌وامان جاى داد خود بصوب روم لشكر كشيد و از آن سفر منصور و مظفر بازگرديد كيخاتو خان سخىترين اولاد هلاكو خان بودى اما به دختران و پسران خرد و بزرگ دست تعدى دراز نمودى و به قدر وسع و امكان دقيقه‌ئى از دقايق بىشرمى و بىعصمتى مهمل نگذاشتى لاجرم امراء از سلطنت وى به تنگ آمده بر مخالفت او و حكومت بايد و خان متفق شدند فى شهور سنه ششصد و نود و چهار در ولايت موغان بفرمان بايد و خان بقتل رسيد زمان حكومتش سه سال و هفت ماه كشيد .

بايد و خان بن مطرغاى بن هلاكوخان

بعد از قتل كيخاتو خان بر مسند خانيت تكيه فرمود مدت هشت ماه بامر سلطنت اشتغال نمود فى سنهء مذكوره به حكم سلطان غازان شربت ناگوار چشيد . مصرع :
اى كشته كه را كشتى كامروز ترا كشتند

سلطان غازان خان بن ارغون خان

پادشاه دولت يار و شهريار سعادت‌دثار بود ، در سنهء ششصد و نود و چهار بر تخت خانيت جلوس نمود بهدايت ازلى در خدمت شيخ صدر الدين ابراهيم بن سعد الدين حموى قدس سره زبان به كلمهء توحيد گشوده دين احمدى پذيرفت و ترك شرك و متابعت مذموم آباء و اجداد خويش گرفت به وساطت آن شهريار ديندار صد هزار مشرك موحد گرديد و از ظلمت كفر نجات يافته بتوحيد رسيد آن پادشاه عدالت پناه با سادات عظام و علماء گرام بطريق پسنديده سلوك نمودى و با جمهور خلايق و رعايا و برايا بقانون عدل و نصفت زندگانى فرمودى در بناى خيرات و مبرات به‌غايت مساعى جميله بظهور آوردى و با مشايخ روزگار و اولياى عالىمقدار صحبت بسيار كردى علماى