تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
دانشمند و حكماى پايه بلند را دوست داشتى و طريق محبت و خدمت آن طايفه را هيچ‌گونه فرونگذاشتى لاجرم در زمان سلطنت آن سلطان عدالت‌نشان زمين ايران آباد و جمهور رعايا و كافه برايا دلشاد گشت وصيت صلابت و مهابتش به گوش اعالى و ادانى رسيد و از شرق و غرب درگذشت ملوك و سلاطين روزگار از آن شهريار معدلت مدار حسابها گرفتند و حكم جهان مطاعش را طوعا و رغبتا پذيرفتند . در تواريخ مسطور است كه سلطان غازان در عزاى يكى از امراء حاضر بود و از حاضران استفسار فرمود كه در همه عالم در دنيا از همه سخت‌تر چيست جمعى گفتند مفلسى و بعضى گفتند بىكسى و بعضى عرض كردند پيرى و برخى معروض داشتند اسيرى سلطان فرمود كه در جهان به دنيا آمدن از همه دشوارتر است زيرا كه جمله محنت و مشقت بواسطهء حياتست و اگر حيات نبودى هيچ رنجى و زحمتى روى ننمودى در روزگار هيچ راحت و آسايش جز مرگ نيست اگر خواهيد كه اين معنى بر شما روشن گردد قياس كنيد اگر يكى آهسته رود و يكى نشسته باشد و يكى خفته كدام آسوده‌تر است عرض نمودند آنكه خوابيده است شهريار فرمود پس به حقيقت مرده از خفته به آسايش‌تر است . بالاخره فى شهور سنهء هفتصد و سه در نواحى قزوين بصوب آخرت عزيمت نمود چنان كه ابن يمين در تاريخ وفاتش گفته . قطعه :
به سال هفتصد و سه بد به هجرت از شعبان * شد از نواحى قزوين شه جهان غازان بروز يازدهم وقت عصر يكشنبه * بسوى خلد كه باد آن جهان ازينش به
و مدت حكومتش هشت سال بود .

سلطان محمد خدابنده ابن ارغون خان

بموجب وصيت برادر پاى عزت بر اورنگ سرورى نهاده و در تشييد قواعد ملك و ملت ابواب سعى گشاده بتوفيق حضرت ايزدى به سعادت متابعت اماميه رسيد و وجوه دنانير و دراهم را باسم سامى ائمه اثنى عشر عليهم السلام مزين گردانيد آن شهريار بصحبت علماء دين و مردان راه يقين مايل بودى و بمباحثات علمى با علماء هر فرقه شعف تمام نمودى . از فوائد كلمات معرفت سمات آن شهريار معدلت شعار رساله‌ئى ترتيب داده‌اند و ابواب حكمت و معرفت بر روى دانايان روزگار گشاده‌اند از آن جمله اين چند