اخلاق هلاكو
هلاكو خان حكيمان و دانشمندان را عظيم دوست داشتى و همواره تخم محبت و شفقت بر دلهاى ايشان كاشتى او را بعلم كيميا ميلى تمام و شعفى بسيار بود و در وجه كيمياگران چندان خرج نمود كه قارون عشرى از اعشار آن در خيال نياورده بود فى سنه ششصد و شصت و سه بدار الجزا علم افراشت ، در تاريخ وفات او گفتهاند .
قطعه
چون هلاكو ز مراغه بر مستانگه شد * كرد تقدير ازل نوبت عمرش آخر
سال بد ششصد و شصت و سه شب يكشنبه * مه شب نوزدهم بد ز ربيع الآخر
زمان سلطنتش نه سال و كسرى بود .
ابا قاآن ابن هلاكو خان
سلطان معدلت نشان و شهريار نافذ الفرمان بود و در شهر تبريز عمارات متين و قصرهاى دلنشين بنا نمود و از كنار جيحون تا لب فرات و از باب الابواب در بندالى كنار عمان او را مسلم گشت وصيت رعيتپرورى آن شهريار از ايوان كيوان درگذشت ، وزيرى چون خواجه شمس الدين محمد جوينى داشت و ناصحى مانند خواجه نصير الدين محمد طوسى كه قرينه نداشت در زمان او مملكت ايران به زيور معمورى آراسته بود و جمهور خلايق در ظل معدلت او مرفه الحال برآسود و مدت هفده سال من حيث الاستقلال سلطنت نمود و در سنه ششصد و هشتاد بعالم آخرت توجه فرمود .
بيت :
جهان باغى است پرگل ليكن افسوس * كه بر وى چيره باشد دست گلچين
نكودار ابن هلاكو خان
وى بتوفيق ايزدى دين احمدى اختيار نمود منشى تقدير لقب آن شهريار معدلت مصير را سلطان احمد تحرير فرمود طريق ديندارى و نيكوكارى پيش گرفت در زمان او رياض دين احمدى نضارت و طراوت پذيرفت ، مدت دو سال و دو ماه در كمال حشمت حكومت كرد ، فى شهور سنه ششصد و هشتاد و سه به حكم برادرزادهاش ارغوان خان باقليم بقا روآورد .
ارغون خان بن ابا قاآن
بعد از قتل عم خود افسر سلطنت بر سر نهاد و هر يك از برادران را باقطاع مملكت فرستاد و نزديكان خويش را بمناصب بلند و مراتب ارجمند اختصاص داد ارغون خان پادشاه ظلمپرور