تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
زياده از آن تصور نتوان نمود چنانچه اگر كسى تازيانه در راه مشاهده نمودى جز مالك ياراى برداشتن او نبودى ، كذب و سرقت در اردوى او ظهور نداشتى و احدى بجز صداقت و شجاعت قدم نگذاشتى ، و هر عورت كه در هنگام غارت بدست يكى از لشكريان آمدى اگر آن عورت شوهر داشتى دست تصرف به او نگشادى . در حين وفات مقربان و محرمان را احضار نموده بر اين كلمات صدق سمات زبان گشوده كه شما كه پيروان و مطيعان منيد وصيت مىكنم كه از دين خود برنگرديد و مذهب ديگران را قوت و شوكت ندهيد اگر در دين خود ثابت و راسخ باشيد در نزد همدينان و هم‌كيشان معزز و محترميد چون از دين خود برگرديد و ملت ديگر اختيار كنيد كسى كه در آن مذهب مقتدا است مردمان او را بزرگ شمارند و شما را خوار و ذليل گذارند و در نزد قوم خود هم شما را قدر و منزلت نماند و هيچ‌كس شما را پيشوا و مقتدا نخواند به جهت آنكه هر كس به همراه شما بدين ديگر درآيد آن دين را تعظيم و تكريم نمايد و آن‌كس كه در دين من ثابت قدم باشد از شما بيزار شود كه وصيت پدر كار نبستيد و عهد او را شكستيد . فى الواقع تا بر وصيت چنگيز خان عمل كردند عزيز و گرامى بودند چون از گفته او تجاوز نمودند خوار و بىاعتبار شدند . وفات چنگيز خان در زمان خلافت المستنصر باللّه سنه ششصد و بيست و چهار بود مدت بيست و پنج سال در كمال استقلال سلطنت نمود .

اوكتاى قاآن بن چنگيز خان

به حكم وصيت پدر و اتفاق برادران پاى عزت بر سرير خانيت گذاشت در عدل و داد و تعمير بلاد و قهر اعداء و تربيت احباء عديل و نظير نداشت در صلابت و مهابت بىبدل و در سخاوت و سماحت ضرب‌المثل بود اكثر بلاد شرقى و شمالى كه چنگيز خان فتح نكرده بود وى بگشود در زمان آن پادشاه مكرمت دستگاه آتش ظلم و تعدى انطفا پذيرفت وصيت برّ و احسان آن شهريار معدلت شعار هفت كشور بگرفت كرمش خط نسخ و بطلان بر حكايت حاتم و آل برمك كشيد و از خوان احسان او هيچ‌كس