سنه نهصد و دوازده سلطان ممالكستان بدار الملك آذربايجان خراميد حكام و سلاطين از دور و نزديك و ترك و تاجيك بصدق نيت و صفاى طويت بشرف بساطبوسى آن پادشاه عالم پناه سرافراز شدند همگى عاطفت خسروانه و عنايت پادشاهانه شامل حالشان شد و بتاج زرين و كمر گوهرآگين اختصاص يافته به اوطان خويش مراجعت نمودند ، و در سنه نهصد و سيزده باحتشام تمام شهريار كيوان غلام را حركت از حدود روم گذشته و بسيارى از اعداى دين كشته بر سر علاء الدوله ذو القدر رفت علاء الدوله چون طاقت مقاومت نداشت به كوهستانهاى سخت و بيشههاى پردرخت پناه گرفت الكاى او را به جاروب نهب و غارت رفته به آذربايجان مراجعت نمود در حين مراجعت امير بيك موصلو كه از جانب ملوك آققويونلو مدتها حاكم ديار بكر بود با اقوام و عشاير بعز بساطبوسى همايون مفتخر گشته هداياى بسيار و تحف نفيسه بيشمار بموقف استادگان پايه سرير اعلى عرض نمود و بلاد ديار بكر ضميمه ممالك محروسه گشت و حضرت اعلى امير بيك را بمنصب مهردارى همايون سرافراز نموده پايه قدر و منزلتش از ايوان كيوان درگذشت ، در سنه نهصد و چهارده عازم عراق عرب شده بايزيد به يك پرتك والى بغداد چون از وصول رايات نصرت آيات خبر يافت سلطان مراد را برداشته بسبيل فرار بحدود روم و شام شتافت بغداد و ساير بلاد عراق عرب بىزحمت و تعب مفتوح گرديد جمعى كثير از مخالفان دولت جرعهء فنا از جام صمصام صوفيان عظام نوشيدند جم غفير از اعراب نفاق پيشه كسوت ممات از دست غازيان خونآشام نوشيدند شهريار ديندار بعد از رتق و فتق آن ديار بشرف زيارت عتبات عاليات مشرف شده رعايت معتكفان سدهء سنيه ائمه هدى عليهم السلام را فرمود آنگاه متوجه خوزستان گرديده فتح شوشتر و دزفول نمود و حويزه و بهبهان بگشود و سركشان از حكام و الوار و اعراب شراستمآب بقتل رسيدند و بقية السيف بعز بساطبوسى مفتخر و سرافراز گرديدند ، و در اوايل سنه نهصد و پانزده از كوه كيلويه شيراز را بفر قدوم ميمنت لزوم خويش مشرف ساخته و از آنجا آفتاب جهانتاب عاطفتش بديار عراق عجم پرتو انداخت بعد از انتظام مهام آن ديار به طرف آذربايجان عزيمت
رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 44
مساهمون: زين العابدين شيروانى
ص٤٤