شاهى كه ولى بود و وصي بود عليّ بود * سلطان سخا و كرم و جود علي بود
و الوصاية فوق الولاية .
و سلطان الجود أعلى و أشرف و فوق الرّعية فهو خاتم .
هم آدم و هم شيث و هم إدريس و هم ايوب * هم يونس و هم يوسف و هم هود علي بود
هم موسى و هم عيسى و هم خضر و هم الياس * هم صالح پيغمبر و داود على بود
عيسى به وجود « 1 » آمد و في الحال سخن گفت * آن نطق و فصاحت كه در او بود عليّ بود
مسجود ملايك كه شد آدم « 2 » ز علي شد * در كعبه محمّد بد و مقصود علىّ بود
از لحمك لحمي بشنو تا كه بيابى * كان يار كه او نفس نبى بود على بود « 3 » آن شاه سرافراز كه اندر شب معراج
با احمد مختار يكى بود على بود * محمود نبودند كسانى كه نديدند
كاندر ره دين احمد و محمود على بود * آن معنى قرآن كه خدا در همه قرآن
كردش صفت عصمت و بستود على بود
هامش
( 1 ) - م : به سخن
( 2 ) م : - آدم
( 3 ) د : - مسجود . . . بود