تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 10

مساهمون:

ص١٠
باده‌نوشان همه از لعل تو رفتند ز هوش * زان ميان عيسى مريم بكرامت برخاست غنچه را باد صبا پيرهن از رشك دريد * زانكه در پيش دهانت به علامت برخاست دلق آلوده صفى ز آب خرابات بشوى * چيست پرهيز كه زاهد به ملامت برخاست

[ كرده به پا قامت نشسته قيامت ]

كرده به پا قامت نشسته قيامت * تا چه كند در قيامت آن قد و قامت خيز و برافراز قامت اى بت چالاك * بين ز قيامت شود چگونه قيامت بر دهن او مگر به حرف و تبسم * ره نبرد هيچ‌كس به هيچ علامت دل زد و عالم سفر نمود و بكويت * بىخبر از خود فكند رحل اقامت تو به چه باك ار شكست و وسوسه شد كم * عمر خم افزون سر پياله سلامت لب چه غم ار تر نكرد ز آب خرابات * زاهد خشكى كه خورده نان لئامت از لب جان‌پرور تو زنده شدش دل * عيسى مريم كه داد داد كرامت بر در رندان صفى به فقر و فنا رو * زانكه در آن حلقه نيست جاى فخامت
ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 10 | محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه / منصور مشفق