از حاجت مور و مار آگاه توئى * من عرض حوائج نهانى چكنم
*
يا رب ز گناه خويش شرمنده منم * بر هرچه عقوبت است زيبنده منم
غفار توئى غنى توئى شاه توئى * بدكار منم گدا منم بنده منم
*
اى شير خدا ولى حق مالك دين * نور دل عارفان مه ملك يقين
گامى كه زديم بر تولاى تو بود * در مسلك ماست حاصل فقر همين
*
يا رب تو ببخشاى به نادارى من * بر بىكسى و فقيرى و خوارى من
هركس به خدا اميدش از طاعت اوست * اميد منست از گنهكارى من
*
اى شير خدا ولى حق مالك دين * اى لنگر آسمان و مسمار زمين
دست من مبتلاى درمانده بگير * حال من بينواى بيچاره ببين
*