ما بد نكنيم و بد نخواهيم به كس * هشدار كه بد بجان بدخواه زند
*
گر كار جهان بوفق دلخواه نشد * يا گاه بتدبير تو شد گاه نشد
در فكر مرو كه فتح اين راه نشد * سريست كه كس بدهر آگاه نشد
*
آنان كه به معرفت مسلم بودند * در علم و فطن وحيد عالم بودند
سررشته بدست هيچكس نامد و خود * در كار جهان چو رشته درهم بودند
*
آنان كه به راه عقل و برهان رفتند * و آنان كه برسم علم و ايمان رفتند
آگاه نگشتند ز اسرار وجود * حيران بجهان شدند و حيران رفتند
*
گر كار جهان بميل ما ساز نشد * ور باب مرادمان برخ باز نشد
تسليم شويم و ترك تدبير كنيم * تدبير ندارد آنچه ز آغاز نشد
*