با يم استيزه است گر خواهى جهان بر ميل خويش * با يم و كوه ار نمائى پنجه مستأصل شوى
بر رموز علم الاسماء چو آدم پى برى * گر خموش از قيل و قال علم بىحاصل شوى
*
ز خيالت ان پرىرو شده پيكرم خيالى * نگذشت از خيالم به لطافتت مثالى
*
بنياد جهان چو يافت تأسيس * شد بو البشر آشكار و ابليس
باشد مثل اينكه گشت در رمل * شد خانهء هشت جاى انكيس
*
اى آنكه بامر تست ايجاد * يادش كنى ار كست كند ياد
غير از تو بهر دم از مكاره * ما را نرسد كسى به فرياد
*
اى آنكه توئى بذات موجود * باقى همه فانيند و نابود
ار جود تو گشت عالمى خلق * ما راست اميد بر همان جود