*
كرمهاى ترا هرگز فراموش * نخواهم كرد اگر كردم كفنپوش
*
دل و دين و علم و عقلم كه شدم بعمر حاصل * صنمى چنان كه دانى به لطيفه كرد زائل
*
گر هيچ جامه مرد ندارد به روزگار * بهتر ز جامهء كه در او هيچ مرد نيست
*
امروز روز عيد غدير است * بر دست شاه چشم فقير است
گردون خميده پيش زمين است * دريا كفيده پيش غدير است
عالم پر از نشاط و سرور است * گيتى پر از بساط و سرير است
*
پيش رويت جاى ذكر آفتاب و ماه نيست * كاين دو را در خرمن حسن تو قدر كاه نيست
دل در آن گيسو شدى چون گفتمش وقتى درآى * گفت موئى تا كه بر خود جنبم اينجا راه نيست