تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
چون گذشت از عالم اسما فناى فى الله است * ذات پاك ذو الجلال اينجا و باقى لاستى بر طرف گرديد اينجا گرد وصف اعتبار * اين بود قوس صعود ار عارف بيناستى خلعتى پوشد در اينجا سالك از ديباى قدس * باز راجع سوى فرق از جمع او ادناستى اين بقاى باللّه است و فرق بعد از جمع ما * حاصلش ارشاد خلق اين رجعت عظماستى آتش ديگر بدل دارم ز جذب عشق دوست * كز شرارى مغز عرفانم پر از سوداستى بشنو اسرار قلندر را مقام ديگر است * دان فنا بعد از بقا در اصطلاح ماستى باقى باللّه باشد مظهر اسم ملك * وين قلندر مالك الملك است و نقطهء باستى باى بسم اللّه نبى و نقطهء با مرتضى است * نقطه در با صامت و از نقطه با گوياستى هست بالاتر مقامى گوش عشقى كو كز آن * شرح سازم گرچه شرح آن نه حد ماستى شد قلندر صاحب آن رتبهء عالى بنام * قوم را در اين بيان اجماع و هم فتواستى ما سوى اندر قلندر غرق و او سركش ز كون * جمله از وى هست و او از جمله مستثناستى