تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
لا به شرط اندر وجود و مطلق از اشيا بذات * در مراتب گرچه عين جملهء اشياستى مطلق از اطلاق و تقييد است و پاك از چندوچون * نى به شرط شىء قائم نى بشرطلاستى وحدت و كثرت دو وصفند آن بجمع و آن بفرق * ناشى از ذاتى كه جمع و فرق را داراستى وحدت ذاتش تجلى كرد و شد كثرت پديد * باز پيدا زين كثير آن واحد يكتاستى عارفان گويندگان ذات قديم لابشرط * كه نه جزو است و نه كل اندر مثل درياستى بحر لاحدى برون از كم و كيف و مد و جزر * نى فزون گشتى ز شيئى نى به شيئى كاستى بحر اول را كه ذاتست آن به ترتيب وجود * نيست جز يك موج و آن يك حضرت اسماستى چيست اسما آن مسمائى كه لفظ و حرف و صوت * ره ندارد در وى و بيرون ز شرح ماستى احمديت اين بود عقلش اگر خوانى رواست * شرط شيئى و لا به شيئى هر دو را مبناستى موج ثانى عالم اعيان شد از بحر وجود * خوانى از علم ار كه غيب مطلقش برجاستى خواند اعيان را دو اعيان ثابته موجوده باز * پيش عارف اين معانى ثابت و مجراستى