تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
كن تعقل كآمدى از نطفه چون تا ملك عقل * بازگشتت زين سفر تا جنةالمأواستى رخت بستى چون ز دار جسم و ره بردى بجان * قوم گويندت طريقت منزل اولاستى خدمت پير است گردانى طريقت كز نخست * در سلوكت رهنما تا منزل اخراستى گردد اين منزل تعينهاى جسمانى ضعيف * زانكه صورت ماند در وى دل سوى معناستى منزل ثانى ترا باشد مقام معرفت * كان بود ملكوت و آنجا عالم عقباستى كشف ارواحت چو شد گشتى به كلى منقطع * زين شئونات شهودى كت در او سكناستى شد حقيقت نام جبروتت كه سيم منزل است * روح كلى را ضعيف اينجا تعينهاستى منزل توحيد اگر دارى يقين اعيان ماست * كاندر آنجا نام كثرت از ميان برخاستى عين ذات سالك اينجا ماند و باقى گشت محو * جمح وحدت بىمجال از هرچه جز الاستى منزل ما بعد از اين باشد فناى فى الصفات * عالم اسماست آن گفتيم و بس زيباستى فانى فى الشيخ داند سر اسماء صفات * شيخ خود درياى علم علم‌الاسماستى